تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 14 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
خشک آمد کشتگاه من

درجوار کشت همسایه

گرچه میگویند:«می گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران درمیان سوگواران»

قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران ؟

بر بساطی که بساطی نیست

دردرون کومه ي تاریک من که ذرّه ئی با آن نشاطی نیست

و جداردنده های نی به دیواراطاقم دارد از خشکیش می ترکد

« چون دل یاران که درهجران یاران »

قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟​
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به نوعی بیانگر احساسات عمیق و غمگینی است که شاعر نسبت به وضعیت خود و محیطش دارد. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

شاعر از خشکی و بی‌حالی کشتزار خود صحبت می‌کند. او می‌بیند که زمین زراعی‌اش خشک شده و در کنارش، کشت‌های همسایه‌ها خوب و سرسبز هستند. این موضوع او را ناراحت می‌کند.
شاعر به نوعی احساس تنهایی و غمگینی می‌کند و به یاد سوگوارانی می‌افتد که در کنار دریا نشسته‌اند و گریه می‌کنند. اینجا، دریا نماد زندگی و امید است، ولی در کنار آن، سوگواران نشان‌دهنده درد و فقدان هستند.

شاعر از “قاصد روزان ابری” (که به نظر می‌رسد نماینده باران و امید باشد) می‌خواهد بداند که کی باران خواهد آمد. باران برای او نماد زندگی، نشاط و خوشحالی است.

در ادامه، شاعر به فضای تاریک و بی‌روح...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا