تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 16 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 13
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
در کنار رودخانه می پلکد

سنگ پشت پیر.

روز، روز آفتابی است.

صحنه ی آییش گرم است.

سنگ پشت پیر در دامان گرم آفتابش می لمد، آسوده می خوابد

در کنار

رودخانه.

در کنار رودخانه من فقط هستم

خسته ی درد تمنا،

چشم در راه آفتابم را.

چشم من اما

لحظه ای او را نمی یابد.

آفتاب من

روی پوشیده است از من در میان آبهای دور.

آفتابی گشته بر من هر چه از هر جا

از درنگ من،

یا شتاب من،

آفتابی نیست تنها آفتاب من

در کنار رودخانه.​
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
1. در کنار رودخانه می پلکد سنگ پشت پیر: شاعر تصویری از یک سنگ‌پشت پیر را در کنار رودخانه ترسیم می‌کند که به آرامی در حال حرکت است.
2. روز، روز آفتابی است: روز روشن و آفتابی است و این حس شادی و زندگی را منتقل می‌کند.

3. صحنه ی آییش گرم است: محیط اطراف گرم و دلپذیر به نظر می‌رسد.

4. سنگ پشت پیر در دامان گرم آفتابش می لمد، آسوده می خوابد: سنگ‌پشت در زیر نور آفتاب احساس راحتی و آرامش دارد و به خواب می‌رود.

5. در کنار رودخانه: این جمله تأکید بر مکان دارد، جایی که همه چیز در حال اتفاق است.

6. در کنار رودخانه من فقط هستم خسته ی درد تمنا: شاعر خودش را تنها و خسته توصیف می‌کند، کسی که در انتظار چیزی (احتمالاً عشق یا امید) است.
7. چشم در راه آفتابم را: شاعر به دنبال نور و روشنی است، نمادی از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا