تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 17 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 13
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
ول کنید اسب مرا

راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را

و مرا ه*رز درا،

که خیالی سرکش

به در خانه کشاندست مرا.

رسم از خطه ی دوری، نه دلی شاد در آن.

سرزمینهایی دور

جای آشوبگران

کارشان کشتن و کشتار که از هر طرف و گوشه ی آن

می نشاندید بهارش گل با زخم جسدهای کسان.

فکر می کردم در ره چه عبث

که ازین جای بیابان هلاک

می تواند گذرش باشد هر راهگذر

باشد او را دل فولاد اگر

و برد سهل نظر در بد و خوب که هست

و بگیرد

مشکلها آسان.

و جهان را داند

جای کین و کشتار

و خراب و خذلان.

ولی اکنون به همان جای بیابان هلاک

بازگشت من میباید، با زیرکی من که به کار،

خواب پر هول و تکانی که ره آورد من از این سفرم هست هنوز

چشم بیدارم و هر لحظه بر آن می دوزد،

هستیم را همه در آتش بر پا

شده اش می سوزد...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به نوعی توصیف سفر و تجربه‌های تلخ و ناگوار شاعر در دنیایی پر از جنگ
▎بخش اول:
شاعر از دیگران می‌خواهد که اسبش را رها کنند و او را در سفرش تنها بگذارند. او احساس می‌کند که به خاطر خیالی سرکش و بی‌هدف به خانه‌ای کشیده شده است. این نشان‌دهنده‌ی ناامیدی و سردرگمی اوست.

▎بخش دوم:

شاعر درباره‌ی سرزمین‌های دور صحبت می‌کند که در آن‌ها هیچ شادی وجود ندارد و فقط جنگ و کشتار حاکم است. او توصیف می‌کند که در این سرزمین‌ها، گل‌ها در کنار جسدها رشد می‌کنند، که نشان‌دهنده‌ی تضاد بین زیبایی و زشتی است.

▎بخش سوم:

شاعر به این فکر می‌کند که چرا باید در این بیابان خطرناک سفر کند. او به نظر می‌رسد که در ابتدا فکر می‌کرده که هر کسی می‌تواند از این مسیر عبور کند، اما اکنون متوجه شده که این کار بسیار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا