تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 18 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 12
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
آسمان یکریز می بارد

روی بندرگاه.

روی دنده های آویزان یک بام سفالین در کنار راه

روی « آیش» ها که « شاخک» خوشه اش را می دواند.

روی نوغانخانه، روی پل ـــ که در سر

تا سرش امشب

مثل اینکه ضرب می گیرند ـــ یا آنجاکسی غمناک می خواند.

همچنین بر روی بالاخانه ی من (مرد ماهیگیر مسکینی

که او را میشناسی)

خالی افتاده است اما خانه ی همسایه ی من دیرگاهیست.

ای رفیق من، که ازین بندر دلتنگ روی حرف من با تست

و عروق زخمدار من ازین

حرفم که با تو در میان می آید از درد درون

خالی است.

و درون دردناک من ز دیگر گونه زخم من می آید پر!

هیچ آوایی نمی آید از آن مردی که در آن پنجره هر روز

چشم در راه شبی مانند امشب بود بارانی.

وه!چه سنگین است با آدمکشی (با هر دمی رؤیای جنگ) این زندگانی.

بچه ها،...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به توصیف فضایی غم‌انگیز و بارانی می‌پردازد که احساسات شاعر را به تصویر می‌کشد. در ادامه، به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب، این شعر را بررسی می‌کنیم:

▎بخش اول:
شعر با توصیف باران آغاز می‌شود که بی‌وقفه بر روی بندرگاه می‌بارد. باران بر روی چیزهای مختلفی مانند بام‌های سفالی، گیاهان و پل‌ها می‌ریزد. این توصیف نشان‌دهنده‌ی حال و هوای غمناک و سرد است. همچنین، شاعر به صدای غمگینی اشاره می‌کند که ممکن است از جایی به گوش برسد، مثل آواز کسی که در حال خواندن است.

▎بخش دوم:

شاعر به خانه‌ی خود اشاره می‌کند که متعلق به یک مرد ماهیگیر است. او از وضعیت خانه‌ی همسایه‌اش صحبت می‌کند که خالی افتاده است. این نشان‌دهنده‌ی حس تنهایی و فقدان در جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند.

▎بخش سوم:

شاعر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا