تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 20 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
شب است،

شبی بس تیرگی دمساز با آن.

به روی شاخ انجیر کهن « وگ دار» می خواند، به هر دم

خبر می آورد طوفان و باران را. و من اندیشناکم.

شب است،

جهان با آن، چنان

چون مرده ای در گور.

و من اندیشناکم باز:

ـــ اگر باران کند سرریز از هر جای؟

ـــ اگر چون زورقی در آب اندازد جهان را؟…

در این تاریکی آور شب

چه اندیشه ولیکن، که چه خواهد بود با ما صبح؟

چو صبح از کوه سر بر کرد، می پوشد ازین طوفان رخ آیا صبح؟​
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به توصیف یک شب تاریک و پر از تفکر شاعر می‌پردازد. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

شاعر در آغاز می‌گوید که شب است و این شب بسیار تاریک و غم‌انگیز است. او به صدای پرنده‌ای که بر روی درخت انجیر نشسته و آواز می‌خواند، اشاره می‌کند. این پرنده خبر از طوفان و باران می‌آورد، و شاعر در این لحظه به فکر فرو می‌رود.


شاعر به حال و هوای جهان در این شب اشاره می‌کند و آن را مانند مرده‌ای در گور توصیف می‌کند؛ یعنی همه چیز ساکت و بی‌حرکت است. او دوباره به فکر فرو می‌رود و سوالاتی را مطرح می‌کند:

• اگر باران از هر طرف بریزد چه خواهد شد؟

• اگر دنیا مانند یک قایق در آب غرق شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟

در این تاریکی شب، شاعر به این فکر می‌کند که صبح چه خواهد شد. آیا وقتی صبح از کوه‌ها سر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا