گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد دلنوشته طیف آبی | ترنم واژه ها کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ترَنُّم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 16
  • بازدیدها بازدیدها 108
  • کاربران تگ شده هیچ

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام مجموعه: طیف آبی
نام نویسنده: ترنم واژه ها
ژانر: عاشقانه

مقدمه:
یخ‌بندان و تاریکی همجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابه‌لایه موهایم می‌وزید.
با چشمان اشکی در گوشه‌ای نشسته بودم و به تنهایی خود می‌اندیشیدم؛ ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوه‌ای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمانم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دست‌های گرمش گرفت!
یخ‌بندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!

لینک دلنوشته طیف آبی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,318
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #2
سلام عزیزم انگاری من و تو برای هم اولین نفر نقدیم😁
خب من فقط چند تا نکته میخوام بگم که تجربه ام هست نقد خاصی ندارم
چون همونطور که گفتم چهارچوب بندی توی دلنوشته زیاد برام ملاک نیست
ولی توی همه چیز یه سری معیار زیبایی شناسی هست مثل همین آرایه ها که خب شما خوب بلدی ازش استفاده کنی
اولین چیزی که به ذهنم رسید
قبل از این هم خوانی چون "من بعد از سال ها برگشتم انجمن" خب خیلی چیزا یادم رفته و دوباره دارم اشنا میشم با محیط، خلاصه وقتی اسم دلنوشته و علاقه ات به آبی رو دیدم از اونجایی که من استقلالی چند هزار اتیشم یاد اون افتادم و هیچی نخونده ذهنیم مثبت شد.
خب بگذریم اینکه تلاش میکنی که به اسم دلنوشته ات توی تمام متن ها پایبند بمونی خوبه ولی باعث میشه مخاطب کم کم حوصله اش سر بره
چون اگر اسم دلنوشته...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : faezeh_ka_

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #3
سلام عزیزم انگاری من و تو برای هم اولین نفر نقدیم😁
خب من فقط چند تا نکته میخوام بگم که تجربه ام هست نقد خاصی ندارم
چون همونطور که گفتم چهارچوب بندی توی دلنوشته زیاد برام ملاک نیست
ولی توی همه چیز یه سری معیار زیبایی شناسی هست مثل همین آرایه ها که خب شما خوب بلدی ازش استفاده کنی
اولین چیزی که به ذهنم رسید
قبل از این هم خوانی چون "من بعد از سال ها برگشتم انجمن" خب خیلی چیزا یادم رفته و دوباره دارم اشنا میشم با محیط، خلاصه وقتی اسم دلنوشته و علاقه ات به آبی رو دیدم از اونجایی که من استقلالی چند هزار اتیشم یاد اون افتادم و هیچی نخونده ذهنیم مثبت شد.
خب بگذریم اینکه تلاش میکنی که به اسم دلنوشته ات توی تمام متن ها پایبند بمونی خوبه ولی باعث میشه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,318
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #4
سلام عزیزم .
مثل قسمت اولین هم باشیم میبینی 😂
قربونت برم برای تعریف از آرایه ها و... باعث افتخاره که دوستش داشتی عزیزدلم😍

می‌دونی چون رو کلمه آبی می‌چرخه اگر از آبی به طور واضح استفاده هم نکنم بازم غیر مستقیم بهش اشاره میکنم.
حتما در پارت های بعدی اصلاح میکنم.

واقعا خود من نوشته قبرستان قلبم اولین دلنوشته داشتم بود، درست مثل پژواک شما و به شدتتتتتت ازش دورم که این من نوشتم نه!:610605-17b75dcd35733148d682e2850a11722a: متوجه اولین نوشته ها هستم.
بیراهه برو فدا سرتتتتت

می‌دونی میتونم خلاقیت به خرج بدم ولی دقیقا دست بالم بسته و فکر میکردم همه پارت ربط آبی داشت باشه خواننده بیشتر خوشش میاد و حالا فهمیدم اشتباهههههه.
ولی موضوع اصلی فردی که با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : faezeh_ka_

~YEGANEH

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
347
پسندها
1,223
امتیازها
8,533
مدال‌ها
13
سن
25
  • مدیر
  • #5
خب اول از همه بگم که «طیف آبی» از اون مجموعه‌هایی که از همون چند خط اول، یه فضای مشخص جلوی چشم آدم می‌سازه؛ فضای سرد، یخ‌زده و ساکتی که کم‌کم با حضور یه نفر گرم میشه. استفاده‌ی مداوم از رنگ آبی، آسمان، دریا، یخ‌بندان و نیلوفر باعث شده همه‌ی دلنوشته‌ها یه حال و هوای مشترک داشته باشن؛ انگار خواننده وارد یه دنیای آبی شده که هر گوشه‌اش یه تکه از احساسات راوی جریان داره. این نکته خیلی مثبته، چون نشون میده نویسنده سعی کرده برای مجموعه‌اش یه هویت بسازه، نه اینکه هر دلنوشته حال و هوای کاملاً جدا داشته باشه. بعضی تصویرها هم واقعا دلنشین از آب دراومدن؛ مثلا جایی که باران اشک‌ها رو پنهان می‌کنه یا وقتی یخ‌های قلب با گرمای حضور معشوق کم‌کم می‌شکنن. این‌ها تصویرهایی هستن که راحت توی ذهن شکل می‌گیرن و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~YEGANEH

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #6
خب اول از همه بگم که «طیف آبی» از اون مجموعه‌هایی که از همون چند خط اول، یه فضای مشخص جلوی چشم آدم می‌سازه؛ فضای سرد، یخ‌زده و ساکتی که کم‌کم با حضور یه نفر گرم میشه. استفاده‌ی مداوم از رنگ آبی، آسمان، دریا، یخ‌بندان و نیلوفر باعث شده همه‌ی دلنوشته‌ها یه حال و هوای مشترک داشته باشن؛ انگار خواننده وارد یه دنیای آبی شده که هر گوشه‌اش یه تکه از احساسات راوی جریان داره. این نکته خیلی مثبته، چون نشون میده نویسنده سعی کرده برای مجموعه‌اش یه هویت بسازه، نه اینکه هر دلنوشته حال و هوای کاملاً جدا داشته باشه. بعضی تصویرها هم واقعا دلنشین از آب دراومدن؛ مثلا جایی که باران اشک‌ها رو پنهان می‌کنه یا وقتی یخ‌های قلب با گرمای حضور معشوق کم‌کم می‌شکنن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] ~YEGANEH

Swan

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
16/10/22
ارسالی‌ها
229
پسندها
2,997
امتیازها
16,453
مدال‌ها
9
سن
21
  • مدیر
  • #7
سلام، امیدوارم حالت خوب باشه.
دلنوشتو من خوندم، و شاید باید بگم که توی انتقال حس موفق بودی و تونستم باهاش همراه بشم و لذت ببرم،
فقط برای بهتر شدن متن‌هات چندتا نکته رو بگم:
یکی از بهترین تمرین‌ها به نظر من خوندن دوباره‌ی متن و پیدا کردن ایراداته، مثلا ببینی کجاها خوانش سخته و چرا؟ ایا میتونی اون مفهوم رو در جمله بندی کوتاه‌تر و بدون کلمات زائد بیان کنی؟ در واقع باید بتونیم با کلمات بازی کنیم.
ترکیبات طولانی هم میتونن باعث کاهش خوانایی متن بشن و وقتی این اتفاق بیفته خواننده هم احساسات رو ناقص دریافت میکنه، مثلا:
نگاهم را به موج‌های آبی پی‌درپی که از لابه لای تک‌های پراکنده یخ‌های سفید کدر رنگ با شتاب به بیرون پرتاپ می‌شدند سوق دادم...
اینجا دو سطر یک ترکیب بلندبالا از توصیفات...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #8
سلام، امیدوارم حالت خوب باشه.
دلنوشتو من خوندم، و شاید باید بگم که توی انتقال حس موفق بودی و تونستم باهاش همراه بشم و لذت ببرم،
فقط برای بهتر شدن متن‌هات چندتا نکته رو بگم:
یکی از بهترین تمرین‌ها به نظر من خوندن دوباره‌ی متن و پیدا کردن ایراداته، مثلا ببینی کجاها خوانش سخته و چرا؟ ایا میتونی اون مفهوم رو در جمله بندی کوتاه‌تر و بدون کلمات زائد بیان کنی؟ در واقع باید بتونیم با کلمات بازی کنیم.
ترکیبات طولانی هم میتونن باعث کاهش خوانایی متن بشن و وقتی این اتفاق بیفته خواننده هم احساسات رو ناقص دریافت میکنه، مثلا:
نگاهم را به موج‌های آبی پی‌درپی که از لابه لای تک‌های پراکنده یخ‌های سفید کدر رنگ با شتاب به بیرون پرتاپ می‌شدند سوق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Swan

F.Śin

نویسنده ادبیات
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/18
ارسالی‌ها
1,360
پسندها
18,460
امتیازها
42,073
مدال‌ها
24
سن
23
  • #9
سلام به ترنمِ دل‌نویس،
امیدوارم که حالِت خوب باشه.

•بی‌مقدمه، من عاشقِ رنگ آبی‌ام... .
از اول تا پست آخری که نوشتی، فضای دل‌نوشته‌ت رو یه آبی آسمونیِ ملایم در نظر گرفته بودم و به‌قول فائزه، تصورم مثبت شده بود.
این‌که شما اون آدمِ خاص رو آبی می‌دیدی، یعنی احتمالاً این فرد، حضورش همین‌قدر آرام‌بخش و لطیفه که می‌تونه چنین احساسات قشنگی رو در راوی به‌وجود بیاره؛ جوری که تصور بشه این نور آبی، یخ‌بندان رو از بین برده و زندگیِ دوباره‌ای رو به راوی داده.

من پیام‌های دوستان رو خوندم، توی یه‌سری چیزها نظرات‌مون مشابهه اما بازم دوست داشتم نظرم رو کوتاه در موردشون بگم.
•چیزی که فائزه و دوست‌ دیگه‌مون در مورد تکرار کلماتت گفتند درسته،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : F.Śin

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #10
سلام به ترنمِ دل‌نویس،
امیدوارم که حالِت خوب باشه.

•بی‌مقدمه، من عاشقِ رنگ آبی‌ام... .
از اول تا پست آخری که نوشتی، فضای دل‌نوشته‌ت رو یه آبی آسمونیِ ملایم در نظر گرفته بودم و به‌قول فائزه، تصورم مثبت شده بود.
این‌که شما اون آدمِ خاص رو آبی می‌دیدی، یعنی احتمالاً این فرد، حضورش همین‌قدر آرام‌بخش و لطیفه که می‌تونه چنین احساسات قشنگی رو در راوی به‌وجود بیاره؛ جوری که تصور بشه این نور آبی، یخ‌بندان رو از بین برده و زندگیِ دوباره‌ای رو به راوی داده.

من پیام‌های دوستان رو خوندم، توی یه‌سری چیزها نظرات‌مون مشابهه اما بازم دوست داشتم نظرم رو کوتاه در موردشون بگم.
•چیزی که فائزه و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها] F.Śin
عقب
بالا