شعر مجموعه اشعار تارَک | لیلیث کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع لیلیث
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 29
  • کاربران تگ شده هیچ

لیلیث

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/26
ارسالی‌ها
8
پسندها
42
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام مجموعه‌ اشعار: تارَک
نام شاعر: لیلیث
قالب: غزل
مقدمه:
دلم غصه نخور، غصه دگر کار تو نیست
برو آرام بگیر، گریه سزاوارِ تو نیست

بگذار از دلِ تو، یادِ پریشانش رود
لحظه‌ای فکرِ کسی باش که غم‌خوارِ تو نیست

عشق، آوارِ بزرگی‌ست که ویران‌گرِ ماست
هر که شد عاشقِ این قصه، خریدارِ تو نیست

دست از این خاطره بردار، که در خلوتِ شب
هیچ‌کس غیرِ همین بغض، طرفدارِ تو نیست

تا به کی در تبِ یک عطرِ گریزان سوختن؟
او که رفته‌ست، دگر در پیِ دیدارِ تو نیست

قصه را کوتاه کن، ای دل! که در پایانِ راه
هیچ‌کس جز خودِ تو، بر سرِ آوارِ تو نیست
 
امضا : لیلیث

لیلیث

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/26
ارسالی‌ها
8
پسندها
42
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #2
چون سایه‌ای افتاده بر لبخندِ بی‌رنگِ دلم
گویی که بغضِ کهنه‌ای پیچیده در تارِ گِلم

هر لحظه با یادی زِ تو، روحم بهاری می‌شود
وز یادِ آن ایّامِ خوش، دل را به آتش می‌زنم

شاید که در این غربتِ تاریک و سردِ بی‌کسی
یادی زِ من در خاطرت، باقی نمانده، ای گُلم

چون بادِ غربت می‌وزد بر برگ‌های خسته‌ام
هر لحظه نامت می‌رسد چون عطرِ یاری بر دلم

افسوس اگر دوری تو از من غباری ساخت باز
اما همان یک لحظه‌ات سیمرغِ جان شد بر گِلم

ای کاش در این بی‌کسی یک‌بار برگردی به من
تا وا شود با خنده‌ات این قفلِ دیرین از دلم
 
آخرین ویرایش
امضا : لیلیث

لیلیث

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/3/26
ارسالی‌ها
8
پسندها
42
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #3
نمی‌دانی چه بغضی در گلویم ریشه بست از درد
که فریادم شکسته در سکوتِ سردِ این تبعید

نه آهی می‌کِشم بیرون، نه اشکی می‌چکد بر خاک
فقط پژواکِ اندوهی‌ست، در این اندیشه‌ی نومید.

تو از لبخندِ این ظاهر، گمان داری که شادم من
نمی‌دانی که پشتِ آن، هزاران غصّه آباد است

مرا بسپار به تنهایی که همدم گشته با جانم
غریبی با تو بیگانه ولی با من دلش شاد است

اگر خواهی که دانی رازِ این اشعارِ پُر سوزم
بیا بنشین کنارم تا بگویم قصه‌ی دل را

که هر خط، شرحِ دردی ناگهان، هر واژه آهِ سرد
و هر بیتی حکایت از سکوتِ تلخِ این محنت
 
امضا : لیلیث
عقب
بالا