در تالارهایِ سنگیِ معبدِ دانش، جایی که پژواکِ گامهایِ نخستینِ انسان هنوز در گوشِ زمان میپیچید، کتابِ مقدر خفته بود. نه بر رفها، که در عمقِ دخمههایی که نورِ هیچ خورشیدی بدان راه نداشت؛ گویی خود، منبعِ نوری بود برآمده از دلِ حقایقِ کهن، تابنده بر ارواحِ در جستجو!
رف، به بخشی از قفسه کتابخانه مرتبط است...