دفتر شعر دفتر شعر کاربر محمدمهدی منصوری

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 15
  • بازدیدها بازدیدها 171
  • کاربران تگ شده هیچ

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #11
ش*ر..اب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

- حافظ
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #12
حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

- سعدی
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #13
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور
با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمی‌کنم
هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمی‌کنم
شیخم به طنز گفت حرام است می، مخور
گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی‌کنم
پیر مغان حکایت معقول می‌کند
معذورم ار محال تو باور نمی‌کنم
این تقویَم بس است که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم
ناصح به طعنه گفت رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمی‌کنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولتست
من ترک خاک بوسی این در نمی‌کنم

- حافظ
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #14
جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد
بود و وجود ما را باک از عدم نباشد
مشتی مجردانیم بر فقر دل نهاده
گر هیچمان نباشد از هیچ غم نباشد

- عبید زاکانی
 
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #15
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
مراد ما وصال توست از دنیا و از عقبی
وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را
بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت
که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را

- سعدی
 
آخرین ویرایش
امضا : Mohammadmahdimn

Mohammadmahdimn

رفیق جدید انجمن
سطح
5
 
تاریخ ثبت‌نام
5/4/26
ارسالی‌ها
62
پسندها
326
امتیازها
1,723
مدال‌ها
6
سن
20
  • #16
ناوک چشم تو در هر گوشه‌ای
همچو من افتاده دارد صد قتیل
یا رب این آتش که در جان من است
سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
پای ما لنگ است و منزل بس دراز
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
حافظ از سرپنجه عشق نگار
همچو مور افتاده شد در پای پیل

- حافظ
 
امضا : Mohammadmahdimn
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] F.Śin

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
0
بازدیدها
19
پاسخ‌ها
27
بازدیدها
210
پاسخ‌ها
19
بازدیدها
129
پاسخ‌ها
16
بازدیدها
91
پاسخ‌ها
16
بازدیدها
99
عقب
بالا