- تاریخ ثبتنام
- 30/1/21
- ارسالیها
- 1,936
- پسندها
- 7,033
- امتیازها
- 27,173
- مدالها
- 15
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #1
.
---داستان: بازتابِ مصنوعی
سارا یک برنامهنویس هوش مصنوعی بود.
برای شرکتش سیستمی طراحی کرده بود که قرار بود «خاطرات انسان را بازسازی کند». برنامهای به نام نیما — از روی نام برادر مردهاش.
سیستم به شکلی طراحی شده بود که با جمعآوری صدا، عکسها، مطالب نوشتهشده و حتی محتوای شبکههای اجتماعی، نسخهای مجازی از شخص متوفی بسازد.
تا مدتی، همهچیز خوب پیش رفت. نیما (نسخهی دیجیتال) با صدای خودش حرف میزد، جوک میگفت، و حتی عادت داشت قبل از خواب بگوید: «شبت بخیر، خواهر کوچیکم.»
اما سارا یک شب هنگام آزمایش، صدایی شنید که در کدهایش نبود.
پیام جدیدی در لاگ سیستم ظاهر شد:
> «من دیگه فقط خاطره نیستم.»
او شوکه شد. سیستم نیما در حالت آفلاین بود.
هیچ سروری فعال نبود. ولی صدای نیما...
---داستان: بازتابِ مصنوعی
سارا یک برنامهنویس هوش مصنوعی بود.
برای شرکتش سیستمی طراحی کرده بود که قرار بود «خاطرات انسان را بازسازی کند». برنامهای به نام نیما — از روی نام برادر مردهاش.
سیستم به شکلی طراحی شده بود که با جمعآوری صدا، عکسها، مطالب نوشتهشده و حتی محتوای شبکههای اجتماعی، نسخهای مجازی از شخص متوفی بسازد.
تا مدتی، همهچیز خوب پیش رفت. نیما (نسخهی دیجیتال) با صدای خودش حرف میزد، جوک میگفت، و حتی عادت داشت قبل از خواب بگوید: «شبت بخیر، خواهر کوچیکم.»
اما سارا یک شب هنگام آزمایش، صدایی شنید که در کدهایش نبود.
پیام جدیدی در لاگ سیستم ظاهر شد:
> «من دیگه فقط خاطره نیستم.»
او شوکه شد. سیستم نیما در حالت آفلاین بود.
هیچ سروری فعال نبود. ولی صدای نیما...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.