داستان کوتاه داستان کوتاه | سه سؤال پادشاه از وزیر

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 8
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,031
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
روزی پادشاه به وزیر خود گفت ۳ سوال میپرسم اگر جواب دادی سر منصب خود خواهی بود اما غیر این باشد بر کنار خواهی شد.
پادشاه گفت: خدا چه میخورد؟ خدا چه میپوشد؟خدا چکار میکند؟
پادشاه گفت: یک روز بیشتر فرصت نداری حال برو.
وزیر با صورتی پریشان و نگران به خانه رفت...
او غلامی دانا داشت، غلام از وزیر پرسید چه شده است ارباب چرا پریشانی؟
وزیر سه سوال پادشاه را مطرح کرد.
غلام گفت: جواب این ۳ سوال که ساده است اینکه خدا چه میخورد؟ خدا غم بنده اش را میخورد. اینکه خدا چه میپوشد؟ خدا گناه بندگانش را میپوشد. سوال آخر را بگذارید فردا با شما بیایم و در محضر پادشاه بگویم.
وزیر خوشحال شد و پی سوال آخر را نگرفت فردا با
غلامش به محضر پادشاه رفت و گفت: اینکه خدا چه میخورد؟خدا غم بنده اش را میخورد،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Rastaa
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا