• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان پازلِ بی قانون | ساناز توکلیان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع t_sanaz_t
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 96
  • کاربران تگ شده هیچ

t_sanaz_t

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/4/26
ارسالی‌ها
18
پسندها
87
امتیازها
90
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
پازلِ بی قانون
نام نویسنده:
ساناز توکلیان
ژانر رمان:
عاشقانه، معمایی، جنایی
کد رمان: ۵۸۲۳
ناظر: @Céleste


یک کارآگاه پلیس بسیار جدی، منطقی و وسواسی در واحد تحقیقات جنایی، او به شدت به جزئیات اهمیت می‌دهد و زندگی‌اش بر اساس قوانین و احتمالات ریاضی بنا شده است؛ به کسی اعتماد نمی‌کند و احساسات را یک خطای محاسباتی می‌داند.
از آن طرف یک کلاهبردارِ هنرمند، او بسیار شیطون، پرجنب‌وجوش و توانمند در فریب دادنِ آدم‌هاست. او از لبخند، شوخی و تغییر چهره برای رسیدن به هدفش استفاده می‌کند؛ در ظاهر بسیار بی‌خیال و بازیگوش ، اما در واقعیت، بسیار باهوش است.
روزگار طوری بازی‌ را می‌چیند که این دو فردی که هیچ‌جوره با هم جمع نمی‌شوند و مانند سیاه و سفید می‌مانند، کنار هم قرار بگیرند و برای رسیدن به هدفی مشترک تلاش کنند؛...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

*یــگــانــه*

پرسنل مدیریت
سرپرست کتاب
سطح
23
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/17
ارسالی‌ها
2,797
پسندها
10,240
امتیازها
37,173
مدال‌ها
31
  • مدیر
  • #2
c320362_1000054868.jpg

«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : *یــگــانــه*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Céleste

t_sanaz_t

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/4/26
ارسالی‌ها
18
پسندها
87
امتیازها
90
  • نویسنده موضوع
  • #3
به توکل نام اعظمت بسم‌الله...

مقدمه:
در دل هر رابطه‌ای، جایی برای تقابل و هم‌زیستی است. گفتند ما دو فرد متضادیم و هرگز با هم جمع نخواهیم شد.
حرفشان را قبول داشتیم؟ حاشا و کلا.
ما معتقدیم در پس این تضاد، نگاهی دیگر نهفته است؛ نگاهی که به جهان و انسان، از منظر هراکلیتیوس می‌نگرد. او، این فیلسوف بزرگ، نظریه وحدت اضداد را مطرح کرد؛ نظریه‌ای که می‌گوید در هر چیزی ضدی هست و این تضادها هستند که ساختار و زندگی را شکل می‌دهند. در این دیدگاه، تضادها نه تنها نافی هم نیستند، بلکه مکمل همند و به هم پیوند خورده‌اند.
ما، در کنار هم، نقش اضداد را بازی می‌کنیم؛ هر چیزی که من ندارم، او دارد و برعکس. این تفاوت‌ها، نه فاصله، بلکه پلی هستند که ما را به هم وصل می‌کنند، و جهان را به تصویر می‌کشند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

t_sanaz_t

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/4/26
ارسالی‌ها
18
پسندها
87
امتیازها
90
  • نویسنده موضوع
  • #4
پرونده را روی میز رها می‌کند و سرش را بین دستانش می‌گیرد. در این چند روز بیش از حد درگیر بود و در تکاپو به سر می‌برد. دیگر ذهنش به هیچ کجا قد نمی‌داد؛ خود و تیمش تمام تلاششان را برای حل این پرونده گذاشته بودند اما هیچ به هیچ.
در بدون هیچ زدنی باز می‌شود و رضایی خود را درون اتاق می‌اندازد. بدون مقدمه و با خوشحالی وافری می‌گوید:
ـ ردشو زدیم، معراج هوشیار؛ از اون هفت خطا که کارش کلاهبرداریه و از طریق هک این کارو انجام میده. برای هرکی کار انجام بده خدا تومن می‌گیره. اونایی که معراج کارشونو راه انداخته میگن عینهو دخترا قر و فر داره و با این‌که خداتومن دستمزد میگیره کاری می‌کنه که طرف برای پول دادن بهش التماس هم بکنه. کسی قیافه‌شو تاحالا ندیده، هرکدوم یه شماره ازش داشتن که دوتاش کلا سوخته بود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 5)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا