کتابخانه مترجمان کتاب | You've Reached Sam

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع AKAY_R
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 5
  • کاربران تگ شده هیچ

AKAY_R

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ترجمه
سطح
17
 
تاریخ ثبت‌نام
26/8/19
ارسالی‌ها
633
پسندها
9,106
امتیازها
24,973
مدال‌ها
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
کتاب سم هستم، بفرمایید (You've Reached Sam) به قلم داستین تائو (Dustin Thao)

youve-reached-sam.webp

نویسنده‌ی جوان آمریکایی - ویتنامی داستین تائو (Dustin Thao) در اولین تجربه‌ی داستان‌نویسی خود، خوانندگان داستان‌های عاشقانه را شگفت‌زده کرده است. کتاب من هستم (You've Reached Sam) ماجرایی احساسی درباره‌ی یک عشق نافرجام است. داستانی که در ابتدا با دلتنگی و ناامیدی آغاز می‌شود اما بعد به‌طور معجزه‌آسایی به جادو می‌آمیزد.
داستان من سم هستم، یک روایت فانتزی و تأثیرگذار درباره‌ی مرگ و از دست دادن است. هیچ‌کدام از ما نمی‌دانیم کدام دیدار، دیدار آخر خواهد بود و بیشتر اوقات مهلت دوباره‌ای نیز...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

AKAY_R

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ترجمه
سطح
17
 
تاریخ ثبت‌نام
26/8/19
ارسالی‌ها
633
پسندها
9,106
امتیازها
24,973
مدال‌ها
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
خلاصه کتاب You've Reached Sam:

همه‌چیز در زندگی جولی، طبق روال و برنامه‌ریزی پیش می‌رود. او برای ده سال آینده‌ی زندگی خود و همسرش سم‌، نقشه‌های بلند‌پروازانه‌ای کشیده و حتی به خوبی می‌داند که برای تعطیلات سال بعد قرار است به کدام کشور سفر کنند. اما حقیقتاً چه‌کسی‌ از آینده خبر دارد؟ یک تصادف دردناک، سم را برای همیشه از جولی می‌گیرد و معنای زندگی را برای او به کلی دگرگون می‌کند. اما تحمل واقعیت همیشه به این راحتی‌ها نیست. جولی نیز نمی‌تواند این حقیقت تلخ را بپذیرد. پس، از شرکت در مراسم سم صرف‌نظر می‌کند؛ لباس‌هایش را دور می‌اندازد و برای از یاد بردن او دست به هر کاری می‌زند. اما خاطرات خوش او با سم و حتی ماجرای دعواهای آخرشان یک لحظه از جلوی چشم جولی کنار...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

AKAY_R

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ترجمه
سطح
17
 
تاریخ ثبت‌نام
26/8/19
ارسالی‌ها
633
پسندها
9,106
امتیازها
24,973
مدال‌ها
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
As I set my things down on the chair and sit down, a few leaves fall from the tree. Sam and I used to come here during the warmer months. We used to take refuge here from the everyday life of the world. While Sam was swimming, I would write in my notebook. When I close my eyes, I can hear his hand clapping, but when I open my eyes, I find myself alone again. Don't think about Sam anymore. Think about other things.
Most of the time, writing helps me get rid of my thoughts. I brought my notebook with me, but how do I focus my mind to write? Maybe if I sit here for a long time, something will come to mind. I put my pen to the...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
3
بازدیدها
8
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
4
پاسخ‌ها
3
بازدیدها
9
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
7
پاسخ‌ها
3
بازدیدها
7
عقب
بالا