حکایت حکایت | فیل در تاریکی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ANAM CARA
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 21
  • کاربران تگ شده هیچ

ANAM CARA

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
32
 
تاریخ ثبت‌نام
13/1/21
ارسالی‌ها
2,125
پسندها
29,300
امتیازها
57,373
مدال‌ها
43
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
مردم شنیده بودند فیلی را به شهری آورده‌اند، اما فیل را در اتاقی تاریک نگه می‌داشتند. گروهی از مردم برای دیدن فیل به آن اتاق رفتند. چون تاریکی اجازه نمی‌داد چیزی ببینند، هرکس دست خود را بر بخشی از بدن فیل گذاشت تا او را بشناسد.
یکی دستش به خرطوم فیل رسید و گفت: «فیل موجودی شبیه ناودان است.»
دیگری گوش فیل را لمس کرد و گفت: «نه، فیل شبیه بادبزنی بزرگ است.»
سومی پای فیل را در دست گرفت و گفت: «هر دو اشتباه می‌کنید؛ فیل مانند ستونی محکم است.»
چهارمی به پشت فیل دست کشید و گفت: «فیل چیزی شبیه تخت یا سکویی بزرگ است.»
هرکس بخشی را لمس کرده بود و همان بخش را تمام حقیقت می‌پنداشت. از این رو میانشان اختلاف افتاد و هر کدام دیگری را نادان می‌خواند.
مولانا پس از نقل این حکایت می‌گوید اگر در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ANAM CARA

شهین

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/5/23
ارسالی‌ها
2
پسندها
0
امتیازها
0
  • #2
بقول سعدی
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم
 
عقب
بالا