سخن بزرگان سخن بزرگان | امیلی برونته

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ~•°REZ-FA°•~
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 20
  • بازدیدها بازدیدها 21
  • کاربران تگ شده هیچ

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #11
من عاشق قاتلم هستم‌.
***
می‌دانم بدذات است. هرچه باشد پسر توست. اما خوشحالم که من ذات بهتری دارم و او را می‌بخشم. می‌دانم که عاشق من است و به همین خاطر به او عشق می‌ورزم. آقای هیت‌کلیف کسی عاشق شما نیست و هر چه سعی کنید ما را به بدبختی بکشانید و عذابمان بدهید، ما هم برای تلافی دستاویز داریم، چون می‌دانیم که این قساوت، از بدبختی بزرگ‌تری ناشی می‌شود که در درون شماست.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #12
این یکی به‌خاطر کسی است که احساساتم متعلق به اوست. نمی‌توانم آن را تفسیر کنم، اما مطمئناً تو و هر کس دیگری تصور و عقیده‌ای دارید مبنی بر این که انسان وجود ماورایی دارد و این طور هم باید باشد. اگر من تماماً به این وجود محصور بودم، فایده‌ی خلقت من چه بوده؟ بدبختی‌های بزرگ من در این دنیا، بدبختی‌های هیت‌کلیف بوده‌اند و من هر کدام را از ابتدا دیده و حس کرده‌ام. اندیشه‌ی بزرگ من در زندگی اوست. اگر همه از بین بروند و او باقی بماند، من هم زنده می‌مانم و اگر همه باشند و او نابود شود، دنیا برایم ناآشنا و وحشتناک است، انگار که من به آن تعلق ندارم. عشق من به لنیتون مثل شاخ و برگ در جنگل است، زمان آن را عوض می‌کند. خوب می‌دانم. همان طور که زمستان، درختان را عوض می‌کند. عشق من به هیت‌کلیف مثل...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #13
تو مثل شاهزاده‌ای در لباس مبدل هستی. کسی چه می‌داند، شاید پدرت امپراطور چین بود و مادرت ملکه‌ی هندی که هر کدامشان می‌توانستند با درآمد یک هفته‌ی خود وودرینگ‌هایتز و تراش کراس گرینج را با هم بخرند. و تو توسط ملوانان شرور ربوده شدی و به انگلستان آمدی. اگر من جای تو بودم، تصورات بالایی از تولدم می‌داشتم و تصورات مربوط به این‌که من که بوده‌ام به من شجاعت و وقار می‌داد که ظلم و ستم‌های یک کشاورز کوچک را تحمل کنم.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #14
شاید بعضی‌ها او را تا حدی مغرور و متکبر بدانند، اما حسی درونی به من می‌گوید که این طور نیست. من به حکم غریزه می‌دانم که خشکی و سردی او به این خاطر است که از تظاهر به احساسات و یا هیجان‌های ناشی از صمیمیت متقابل بیزار است. او قادر است که قلباً دوست بدارد و یا از کسی متنفر باشد اما مایل نیست که متقابلاً نسبت به او اظهار دوستی یا تنفر شود چرا که آن را گستاخانه می‌داند. اوه نه! من خیلی تند رفته‌ام و خصوصیات خودم را به او نسبت می‌دهم.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #15
اما حالا مثل کسی هستم که در یک قدمی ساحل برای نجات خود دست و پا می‌زند و تو از چنین کسی می‌خواهی آرام بگیرد. اگر پایم به ساحل برسد، آرام می‌شوم.
***
آرزو کن و یاد بگیر که چین و چروک‌های حاصل از بدخلقی را صاف کنی، با سادگی پلک‌هایت را بالا ببری و دیوها را به فرشته‌های پاک و آکنده از اعتماد بدل کنی که به هیچ چیز مظنون و مشکوک نیستند و سعی کن این فرشتگان وقتی از دشمنی کسی اطمینان ندارند، او را به شکل یک دوست ببینند.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #16
مردم روستا زندگی جدی‌تری دارند. بیشتر درون خودشان هستند و کمتر از لاک خود بیرون می‌آیند، تغییر می‌کنند و یا به عوامل سبک و بی‌معنی خارجی توجه نشان می‌دهند. فکر می‌کردم تقریباً غیرممکن است که بتوانم زندگی در این جا را دوست بدارم و اصلاً باور نمی‌کردم که بخواهم یک سال این‌جا بمانم. این مثل قراردادن یک نوع غذا جلوی یک مرد گرسنه است که تمام میل او متوجه آن می‌شود و دلی از عزا در می‌آورد. اما زندگی در شهر، قرارگرفتن در برابر میزی است که توسط آشپزهای فرانسوی چیده شده است. ممکن است فرد از کل آن لذت ببرد ولی هر غذا در نظر او یک جزء ساده است.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #17
- آیا هیچ وقت خواب‌های عجیب و غریب دیده‌ای؟
گفتم: بله، گاهی اوقات.
- من هم همین طور. خواب‌هایی دیده‌ام که پس از آن همیشه با من مانده‌اند و عقایدم را تغییر داده‌اند. به سرتاسر وجودم راه یافتند و مثل شرابی که داخل آب می‌شود رنگ روحم را عوض کرده‌اند.
***
از تحمل کارهایش خسته شده‌ام و خوشحال می‌شوم تلافی کنم، اگر این کارها به ضرر من تمام نشود. اما خیانت و خشونت، نیزه‌هایی هستند که از دو سر تیزند و کسانی را که به آن‌ها پناه ببرند، بدتر از دشمنان‌شان زخمی می‌کنند.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #18
باور داشتم که آن‌ها واقعاً شاد بودند و با گذشت زمان بهتر هم می‌شدند. اما روزی آن آرامش به پایان رسید. خوب، گذشت هم حدی دارد و اشخاص باگذشت، عاقبت به خود می‌آیند و از این که تحت سلطه هستند عذاب می‌کشند. وقتی که هر دو حس کردند دیگر فکر و علاقه‌شان از هم فاصله گرفته، خوشبختی آن‌ها به پایان رسید.
***
- کتی، چرا نمی‌توانی همیشه دختر خوبی باشی؟
و کتی صورتش را رو به بالا به طرف پدرش برگرداند، خندید و جواب داد:
- پدر، چرا شما نمی‌توانی همیشه مرد خوبی باشی؟
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #19
ﻣﺮﺩ ﺍﺣﻤﻖ ﻣﺮﺩیست که ﻫﻤﯿﺸﻪ فکر ﻣﻮﺍﻇﺒﺖ از
ﺯﻥ ﺍﺳﺖ تا مبادا به ﺍﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ کند ﻭ ﻣﺮﺩ عاقل، ﻣﺮﺩﯾ‌ﺴﺖ که ﻗﻠﺐ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ پُر می‌کند ﺗﺎ جا ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﺳﻪ ﺯﺩﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﺎند.
***
او هیچ وقت نمی‌فهمید که من چقدر دوستش داشته‌ام! نه به خاطر این‌ که خوش قیافه هست یا نیست، موضوع اصلاً این چیزها نیست، به این خاطر است که از خودم به خودم نزدیک‌تر است.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

ناظر ازمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
1,390
پسندها
11,219
امتیازها
30,873
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #20
گاهی ما برای کسانی دل می‌سوزانیم که نه به خودشان رحم می‌کنند نه به دیگران.
***
او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم. او قلبم را گرفت اما تا سرحدِ مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد. قلب آدمی جایگاه احساس اوست. از آن‌جا که او قلب مرا نابود ساخت، دیگر این قدرت را در خود نمی‌بینم که نسبت به او احساسی داشته باشم.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~
عقب
بالا