نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار اولین تجربه نوشتن تون چی بود؟

  • نویسنده موضوع T.Heydarzadeh
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 28
  • بازدیدها 1,293
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

T.Heydarzadeh

نویسنده افتخاری
سطح
13
 
ارسالی‌ها
639
پسندها
4,402
امتیازها
17,473
مدال‌ها
16
  • نویسنده موضوع
  • #1
اولین نوشته من یه رمان درباره یه دختر به اسم میرکا بود که تو خواب به جنگ اژدها رفت، تو کلاس ادبیات با اعتماد به نفس کامل هم خوندم، آخر داستان هم دختره از خواب پرید، به وصال شاهزاده نرسید....
 
امضا : T.Heydarzadeh

Redemption

رو به پیشرفت
سطح
7
 
ارسالی‌ها
145
پسندها
1,612
امتیازها
9,913
مدال‌ها
3
  • #2
اولین تجربه نوشتنم تو مقطع راهنمایی بود ,درباره دوتا دختر باغدار بود که باغ مرکبات داشتن, داستان بلند یا بقولی رمان بود, اما نصفه به دلیل ناپختگی قلمم رهاش کردم (:کسی هم ازش مطلع نبود و به دیار باقی سطل زباله شتافت(:
 
امضا : Redemption

Melissa

مدیر بازنشسته
سطح
11
 
ارسالی‌ها
81
پسندها
2,674
امتیازها
16,473
مدال‌ها
9
  • #3
اولین تجربه نوشتنم راهنمایی بودم یه داستان تخیلی درباره دختری که به دلایل مجهول به ی سرزمین دیگه ک هیچ اطلاعی ازش نداشته کشیده میشه و با یکی که هم شکل خودش روبرو میشه تا از یه گردنبندی که نیروی عجیبی داره حفاظت کنه اما این ملاقات منجر به دردسرهای تموم ناشدنی میشه
 

fade

رفیق جدید انجمن
سطح
7
 
ارسالی‌ها
47
پسندها
694
امتیازها
3,803
مدال‌ها
5
  • #4
وقتی این تاپیک وديدم با خودم فکر کردم کی اولین بار داستان نوشتم و چه موضوعی داشت:rolleyes: که یاد دفتر بچگیم افتادم و رفتم پیداش کردم اولین داستانی که نوشتم با توجه به تاریخی که زدم در تاریخ 1383.10.23بود یه داستان به اسم شهر جادوگران فکر.کنم تحت تاثیر جادوگر شهر اوز نوشته باشمش و با کلی غلط املایی ودست خط سارای ۱۰ ساله حس خوبی داد تازه یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود وکبوت نوشتم :roflym:داستان یه پسر ۱۰ساله به نام آن جل دقیقا نوشتم آن جل :Dپدر و مادر نداره یک روز تو جنگل گم میشه ویک سری اتفاقات براش می افته با غول میجنگه واخرش جادوگر جنگل آرزوشو که یک بار دیدن مادر وپدرشه برآورده میکنه وبر میگرده خونه :day_dreaming:
کلی خندیدم و لذت بردم از خوندن دوبارش:laughting::day_dreaming:
 
آخرین ویرایش

شقایق 77

نو ورود
سطح
7
 
ارسالی‌ها
25
پسندها
769
امتیازها
4,233
مدال‌ها
5
  • #5
اولین متنی که نوشتم مربوط میشه به زمانی که پنجم ابتدایی بودم . یه داستان از زبان حیوانات برای مسابقات مدرسه ای نوشته بودم که اول شد بین داستانا :)
 

mahsa78

نو ورود
سطح
6
 
ارسالی‌ها
7
پسندها
1,618
امتیازها
10,773
مدال‌ها
2
  • #6
چه تاپیک جالبی ادم و میبره به خاطرات:angelym:
من اولین داستانی که نوشتم ابتدایی بودم درباره ی یه ماهیه قرمز خیلی جالب بود تازه جلدش روهم باخواهرم درست کردم :Dجلدش هم یه ماهیه قرمزبود وتمام ورق هاش هم همینطور واااااااای یادش بخیر:day_dreaming:
 

فرزانه رجبی

نویسنده افتخاری
سطح
26
 
ارسالی‌ها
1,639
پسندها
16,415
امتیازها
39,073
مدال‌ها
29
  • #7
سال اول راهنمایی بودم،دوستم باباش دو تا زن داشت،بعد من نشستم داستانش رو نوشتم،فکر کنم 20 صفحه ای شد...
 
امضا : فرزانه رجبی

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
ارسالی‌ها
251
پسندها
5,881
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #8
اولین تجربم یه کتاب بود که درباره یه پسره بود با اسم های کاملا خیالی که از خودم درآوردم و دنیای اون پسره رو یه جورایی با دنیای خودم ترکیب کردم و روز معلم امسالم به معلم ادبیاتم هدیش دادم که طبق گفتش رمان خیلی عالیی بوده
 

fariimahyousefi

رو به پیشرفت
سطح
7
 
ارسالی‌ها
108
پسندها
2,119
امتیازها
16,473
مدال‌ها
3
  • #9
اولین تجربم نوشتن یه داستان خیلی کوتاه بود درباره ی یه پسره که مادر و پدرش اصرار داشتن با یکی دیگه ازدواج کنه اما بعدا فهمید که نقشه بوده :/و هر بار با خوندنش خندم میگیره :|:D
 
امضا : fariimahyousefi

miss cute

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
131
پسندها
6,385
امتیازها
22,273
مدال‌ها
12
  • #10
سوم دبستان باید داستان مینوشتیم،
درمورد یه بچه خرس بود که حین بازی کردن از خونه دور میشه و توی جنگل گم میشه،بعدم گرسنه اش میشه میاد به کندو دستبرد بزنه که زنبورا دنبالش میکنن،در اثنا‌ی این فرار و گریز به یه درخت سیب میرسه و سیبارو میخوره،بعدم از خستگی پای درخت خوابش میبره و شب بیدار میشه،آخر داستانم مامانش پیداش میکنه و با هم میرن خونه،داستانم به خوبیو خوشی تموم میشه
تصویرای کتابم به همراه رنگ آمیزی گذاشتم،هم داستانم برنده شد هم پرفروش شد تو مدرسه
 
آخرین ویرایش
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

عقب
بالا