نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار اولین تجربه نوشتن تون چی بود؟

  • نویسنده موضوع T.Heydarzadeh
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 28
  • بازدیدها 1,293
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

canaan

رفیق جدید انجمن
سطح
0
 
ارسالی‌ها
63
پسندها
888
امتیازها
6,533
  • #21
9ساله بودم داستان درباره سرگذشت ی نیمکت بود
 

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
ارسالی‌ها
13,757
پسندها
128,030
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #22
9 سالم بود . گروهی نوشتم خخخخ با یکی از دوستام یه داستان راجب یه بچه خرگوش نوشتیم که دلش میخواد از جنگل خارج بشه بره به دریا و توی دریا زندگی کنه . تازه کلیم افتخار میکردیم بهش ^__^ هنوز متنشو دارم هیییی :)
 
امضا : SHIRIN.SH

nana :)

کاربر نیمه فعال
سطح
29
 
ارسالی‌ها
667
پسندها
22,102
امتیازها
42,073
مدال‌ها
23
  • #23
یادم نمیاد که.....خیلی داستان مینوشتم.
فکر کنم اولین بار کلاس هشتم بود. داستانم درباره دختری بود که خانوادش رو از دست داده بود در آخر خودکشی کرد.
یادم نمیاد که قبل این داستانی نوشته باشم.
 
امضا : nana :)

* نازگـل بانــو *

کاربر انجمن
سطح
13
 
ارسالی‌ها
270
پسندها
2,637
امتیازها
14,773
مدال‌ها
13
  • #24
اولین تجربه ی نوشتن من ....:happy:
خب دقیقا یادم نیست اخه من بیشتر وقتا مینویسم ...
اما اولین تجربه وقتی که نه سالم بود و اولین انشامو نوشتم....
هرچی به من مامانم گفتم کمکم کنه گفت باید خودت یادبگیری بنویسی و منم ازش خواستم راجب موضوع یه توضیح کوتاه بده و مامانمم یه توضیح مختصر داد و من با توجه به توضیح(توضیح علمی بودا/: ) دیگه نوشتنمو شروع کردم
 

B.H.R

کاربر نیمه فعال
سطح
2
 
ارسالی‌ها
186
پسندها
4,342
امتیازها
23,673
مدال‌ها
1
  • #25
اولین تجربه من توی ۸ سالگی یک انشا نوشتم
 

ryhneae

کاربر حرفه‌ای
سطح
34
 
ارسالی‌ها
1,949
پسندها
35,446
امتیازها
84,373
مدال‌ها
27
  • #26
من توی 8سالگی یه داستان نوشتم
 
امضا : ryhneae

R.E.A

کاربر انجمن
سطح
2
 
ارسالی‌ها
473
پسندها
4,929
امتیازها
21,583
مدال‌ها
1
  • #27
تجربه‌های من واسه نوشتن خیلی تلخه
نوشتن من یه نقص بزرگ به شمار می‌اومد و بعضی وقت‌ها مایه‌ی پزدادن بقیه.
یادمه اولین نوشته‌ای که نوشتم کلاس سوم بود و به اون زمان خیلی ادبی شده بود و دوست‌هام مسخرم کردن منم دورش انداختم
کلاس پنجم رو که تموم کردم تابستون نشسته بودم به نوشتن و مثل بقیه پای تلوزیون نبودم ولی مامانم اومد و گفت این چه کاریه جمعش کن این تلف کردن وقتت رو منم دیگه ننوشتم تا هفتم
هفتم اولین باری که دست به قلم بردم دعوا شدم چون مامانم این کار رو با تلف کردن وقت یا آتیش زدن اسکناس یکی می‌دونست منم یواشکی نوشتم. نوشتم رو که سر کلاس خوندم معلممون خیلی تشویقم کرد
(الآن که می‌خونمش خندم می‌گیره) و همون تشویق باعث شد بی‌توجه به بقیه و حرفاشون نوشتنی رو که دوست دارم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : R.E.A

Tara.A

کاربر فعال
سطح
9
 
ارسالی‌ها
109
پسندها
1,324
امتیازها
9,703
مدال‌ها
9
  • #28
اولین تجربه نوشتم زمانی بود که کلاس ششم ابتدایی بودم .داستانم درموردپسری بود که به همراه پرنده خونگیشون که یه پرنده ای عجیب وغریب بود به سرزمین جادو سفرمی کنند.پسر تو طول سفر به خاطر اینکه پرنده نمی خواست راه سرزمین یاد بگیره خواب بود. اما وقتی می رسند پرنده توسط ساحرههای خونخوار دستگیرمیشه وپسرکنار رودعجایب درحالی که خواب بودمیمونه....
 
امضا : Tara.A

sanam_gh_

مدیر بازنشسته
سطح
17
 
ارسالی‌ها
1,886
پسندها
8,654
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
  • #29
اولین تجربه نوشتم رمان قرنطینه بود برگرفته از فیلم قرنطینه اما با جزئیاتی بیشتر و اضافه تر از خودم درباره پسری پولدار و از خود راضی بود ک یک شب بعد از مهمونی بصورت خلاصه بگم تصادف میکنه اتفاقی دختر اونشب جون پسر و نجات میده و ازقضا عاشق دختر فقیر داستان میشه اما بعدها که بهم میرسن میفهمن دختر سرطان خون داره نمیدونم چرا آخراش ولش کردم شاید روزی ادامش بدم:sisi3:
 
امضا : sanam_gh_
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

عقب
بالا