بدترین بلایی که سر یه نفر آوردی چی بوده؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع mahdieh83
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 134
  • بازدیدها بازدیدها 6,736
  • کاربران تگ شده هیچ

mahdieh83

کاربر نیمه فعال
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
12/8/18
ارسالی‌ها
650
پسندها
4,862
امتیازها
23,673
  • نویسنده موضوع
  • #1
دیگه معلومه چی باید بگین
هر چی توضیح بیشترباشه بهتره
 
امضا : mahdieh83

YGNeae

کاربر خبره
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
14/6/18
ارسالی‌ها
6,259
پسندها
41,786
امتیازها
0
مدال‌ها
31
  • #2
یه بار آهن ربا رو روی بخاری چسبوندم بعدشم به صورت خواهرم نزدیک کردم و اونم کلی جیغ زد و اهن ربا کاملا چسبید به صورتش! ولی خداروشکر ردش نموند
خیلی بچه بودم اون موقع البته

ولی جز بچگی زیاد بدجنسی نکردم تا الان
 
امضا : YGNeae

mehrabi83

کاربر فعال
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
27/11/17
ارسالی‌ها
1,882
پسندها
67,015
امتیازها
80,673
مدال‌ها
28
  • #3
خیلی کارا کردم ولی فکرمیکنم بدترینش این بود که با دست چپ زدم تو گوش یه نفر اونم توی جمع@_@
 
امضا : mehrabi83

Maede Shams

مدیر بازنشسته
سطح
45
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/18
ارسالی‌ها
5,224
پسندها
77,049
امتیازها
95,555
مدال‌ها
47
  • #4
یکی از پسرای نچسب و[با عرضِ معذرت،خر]فامیل،رو توی جمع ضایع کردم.خیلی رو مخم بود منم جلوی جمع آتویی ک ازش داشتم و گفتم...از اون موقع مثِ چی ازم میترسه
 
امضا : Maede Shams

sahel_sorkh

کاربر برتر
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
16/6/18
ارسالی‌ها
1,266
پسندها
5,649
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
  • #5
تو خیابون جلو یه گله پسر واسه دوستم زیر لنگی گرفتم اونم با کله افتاد زمین و پسرا کلی مسخرش کردن
 

mctvish

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
10/10/18
ارسالی‌ها
520
پسندها
19,392
امتیازها
60,573
مدال‌ها
16
  • #6
گفتم عکستو پخش میکنم خخ فک کنم غش کرد ولی پخش نکردما
 

sahel_sorkh

کاربر برتر
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
16/6/18
ارسالی‌ها
1,266
پسندها
5,649
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
  • #7
یه کار دیگه هم کردم یه بار اسم یه دختریو تو گوشی پسرعموم دیدم به زنش گفتم زنش هم یه هفته رفت خونه ی مامانش
 

ムℓɨ_ρσtter

رو به پیشرفت
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
22/9/18
ارسالی‌ها
154
پسندها
4,498
امتیازها
21,133
مدال‌ها
1
  • محروم
  • #8
تو اردوی مشهد تو حسینه همه خوابیده بودن چن نفر بیدار بودیم داشتیم حکم میزدیم همینجوری بازی میکردیم که یه سوسک اومده بود تو حسینه،داشت پرواز میکرد بعد،نشست یجا یکی از بچه ها گرفتش بخندیم بعد منم حس کرمم گل کرد بهش گفتم رضا بیا سوسک بگیریم بندازیم دهن امیرحسین حاجی چشتون روز بد نبینه امیرم یجورایی وسواس داشت ماهم انداختیم در دهنشم همیشه موقع خواب بازه بعد دره دهنشو بستیم (سوسک زنده بودا خخخ)به ده ثانیه نکشید از خواب بیدار شد دهنشو واز کرد سوسکه پرید بیرون،اگر بدونین چجور دادی زد که کل حسینیه بیدار شدن و فکنم نیم ساعت داشت دنبالمون میدویید فقط و فوش میداد خخخ و ما چارتا،تا اخر اون سال از همه ی اردوها محروم شدیم،اگر بدونین بدبخت خداشاهده داشت۴ساعت دقیقا از ساعت ۱.۳۰شب که کرم ریختیم تا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ムℓɨ_ρσtter

sahel_sorkh

کاربر برتر
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
16/6/18
ارسالی‌ها
1,266
پسندها
5,649
امتیازها
25,673
مدال‌ها
16
  • #9
خخخخخ باز
تو اردوی مشهد تو حسینه همه خوابیده بودن چن نفر بیدار بودیم داشتیم حکم میزدیم همینجوری بازی میکردیم که یه سوسک اومده بود تو حسینه،داشت پرواز میکرد بعد،نشست یجا یکی از بچه ها گرفتش بخندیم بعد منم حس کرمم گل کرد بهش گفتم رضا بیا سوسک بگیریم بندازیم دهن امیرحسین حاجی چشتون روز بد نبینه امیرم یجورایی وسواس داشت ماهم انداختیم در دهنشم همیشه موقع خواب بازه بعد دره دهنشو بستیم (سوسک زنده بودا خخخ)به ده ثانیه نکشید از خواب بیدار شد دهنشو واز کرد سوسکه پرید بیرون،اگر بدونین چجور دادی زد که کل حسینیه بیدار شدن و فکنم نیم ساعت داشت دنبالمون میدویید فقط و فوش میداد خخخ و ما چارتا،تا اخر اون سال از همه ی اردوها محروم شدیم،اگر بدونین بدبخت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

mehrabi83

کاربر فعال
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
27/11/17
ارسالی‌ها
1,882
پسندها
67,015
امتیازها
80,673
مدال‌ها
28
  • #10
تو اردوی مشهد تو حسینه همه خوابیده بودن چن نفر بیدار بودیم داشتیم حکم میزدیم همینجوری بازی میکردیم که یه سوسک اومده بود تو حسینه،داشت پرواز میکرد بعد،نشست یجا یکی از بچه ها گرفتش بخندیم بعد منم حس کرمم گل کرد بهش گفتم رضا بیا سوسک بگیریم بندازیم دهن امیرحسین حاجی چشتون روز بد نبینه امیرم یجورایی وسواس داشت ماهم انداختیم در دهنشم همیشه موقع خواب بازه بعد دره دهنشو بستیم (سوسک زنده بودا خخخ)به ده ثانیه نکشید از خواب بیدار شد دهنشو واز کرد سوسکه پرید بیرون،اگر بدونین چجور دادی زد که کل حسینیه بیدار شدن و فکنم نیم ساعت داشت دنبالمون میدویید فقط و فوش میداد خخخ و ما چارتا،تا اخر اون سال از همه ی اردوها محروم شدیم،اگر بدونین بدبخت خداشاهده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : mehrabi83
عقب
بالا