naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 21/12/18 #41 تو نظرسنجی بالا شرکت کنید... مهمترین عامل ریزش مو فکر کردن به حرفاییه که باید تو دعوا میزدی و نزدی
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 21/12/18 #42 تو نظر سنجی بالا شرکت کنید... یه سلامی هم بکنیم به همه ی گناهکارای توی خوونه خسته نباشید پیوستها IMG_20181221_141113_262.jpg 53.1 کیلوبایت · بازدیدها 146
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 21/12/18 #43 تو نظر سنجی بالا شرکت کنید... بابام پارسال شب یلدا میگفت: قرمزترین هندونه شهرو خریدم بریدیم، دیدیم سفیده! از اون به بعد تو خونه به رنگ سفید میگیم قرمز مامان مجبورمون کرده
تو نظر سنجی بالا شرکت کنید... بابام پارسال شب یلدا میگفت: قرمزترین هندونه شهرو خریدم بریدیم، دیدیم سفیده! از اون به بعد تو خونه به رنگ سفید میگیم قرمز مامان مجبورمون کرده
"حیدار کاربر حرفهای سطح 44 تاریخ ثبتنام 3/11/18 ارسالیها 2,256 پسندها 106,092 امتیازها 64,873 مدالها 37 سن 39 24/12/18 نویسنده موضوع #44 تو نظر نجی بالا شرکت کنید... تازه فهمیدم اون چیزی که دست میتی کمان بود چی بوده... کارت بسیج فعال ژاپن بود :) امضا : "حیدار
تو نظر نجی بالا شرکت کنید... تازه فهمیدم اون چیزی که دست میتی کمان بود چی بوده... کارت بسیج فعال ژاپن بود :)
"حیدار کاربر حرفهای سطح 44 تاریخ ثبتنام 3/11/18 ارسالیها 2,256 پسندها 106,092 امتیازها 64,873 مدالها 37 سن 39 24/12/18 نویسنده موضوع #45 دوتا خانم با هم ۱۵سال زندان بودن حکم آزادی یکیشون اومد موقعی که داشت وسایلاشو جمع میکرد رو به دوستش کرد و گفت: اقدس حالا بقیشو اومدی بیرون برات تعریف میکنم... /: امضا : "حیدار
دوتا خانم با هم ۱۵سال زندان بودن حکم آزادی یکیشون اومد موقعی که داشت وسایلاشو جمع میکرد رو به دوستش کرد و گفت: اقدس حالا بقیشو اومدی بیرون برات تعریف میکنم... /:
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 27/12/18 #46 یه اتفاقی واس عمو ازراعیل افتاده..واسش دعا کنید... یه روز یه نفر به زنش میگه:عزیزم..تو عین زنبور عسلی..هم زنی..هم عسلی..هم بوری... جففرم از حرف طرف جوش گرفت رفت به زنش گفت:میدونی تو خیلی شبیه پنگوئنی...هم پهنی..هم گ.و.ه.ی هم عنی...
یه اتفاقی واس عمو ازراعیل افتاده..واسش دعا کنید... یه روز یه نفر به زنش میگه:عزیزم..تو عین زنبور عسلی..هم زنی..هم عسلی..هم بوری... جففرم از حرف طرف جوش گرفت رفت به زنش گفت:میدونی تو خیلی شبیه پنگوئنی...هم پهنی..هم گ.و.ه.ی هم عنی...
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 28/12/18 #47 پای بابام ضربه خورده بود، مامان بزرگم زردچوبه و تخم مرغ و کره حیوانی و … گذاشته بود رو پاش رفته بودن پزشک دکتره گفته بود “سیب زمینی هم میذاشتین کوکو درست میکردین دیگه”
پای بابام ضربه خورده بود، مامان بزرگم زردچوبه و تخم مرغ و کره حیوانی و … گذاشته بود رو پاش رفته بودن پزشک دکتره گفته بود “سیب زمینی هم میذاشتین کوکو درست میکردین دیگه”
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 28/12/18 #48 خوش به حالتون...
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 28/12/18 #49 تو نظر سنجی بالا شرکت کنید... ولی شهرستانای کوچیک خیلی جالبن, همه ی همو میشناسن داشتم با پسر عمم تو شهر میرفتیم با خودرو, پلیس راهنمایی رانندگی اومد پشتمون با بلندگو گفت جعفر اونجا پارک نکن, پارک ممنوعه, آتیش بیفته به گندمای آقات
تو نظر سنجی بالا شرکت کنید... ولی شهرستانای کوچیک خیلی جالبن, همه ی همو میشناسن داشتم با پسر عمم تو شهر میرفتیم با خودرو, پلیس راهنمایی رانندگی اومد پشتمون با بلندگو گفت جعفر اونجا پارک نکن, پارک ممنوعه, آتیش بیفته به گندمای آقات
naosim کاربر انجمن سطح 12 تاریخ ثبتنام 4/9/18 ارسالیها 255 پسندها 5,652 امتیازها 21,263 مدالها 10 28/12/18 #50 تنها باری که کسی من رو با یه چهره معروف اشتباه گرفت، تو ۸ سالگیم بود واسه نخستین بار رفتم تو کوچه، همه ی بچهها جیغ کشیدن سمندوووون و فرار کردن :frustrated::frustrated::frustrated:
تنها باری که کسی من رو با یه چهره معروف اشتباه گرفت، تو ۸ سالگیم بود واسه نخستین بار رفتم تو کوچه، همه ی بچهها جیغ کشیدن سمندوووون و فرار کردن :frustrated::frustrated::frustrated: