دیالوگ‌های ماندگار فیلم و سریال

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #251
hector%20paris%20troy%202004.jpg


هکتور: «بهم بگو ببینم برادر کوچولو... تو تا حالا کسی رو کشتی؟»
پریس: «نه.»
هکتور: «تا حالا دیدی که کسی تو میدون جنگ بمیره؟»
پریس: «نه.»
هکتور: «من کشتم، من شنیدم که دارن می‏میرن و مرگشون رو هم دیدم. هیچ افتخاری هم نداره و اصلاً هم شاعرانه نیست. تو میگی حاضری برای عشق بمیری، امّا تو نه چیزی راجع به مردن می‏دونی نه چیزی راجع به عشق.»

[Troy - 2004]​
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #252
آنی نلسن: «تو یه چیزی به من یاد دادی، تنها چیزی که باید همیشه یادم بمونه.»
کریس نلسن: «چی؟»
آنی نلسن: «فراموش کردم.»((:

[What Dreams May Come - 1998]​
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #253
جک هارپر: «یه مرد چطور می‌تونه بهتر بمیره...»
سالی: «تو مجبور نیستی بمیری جک. اونم مجبور نیست بمیره.»
جک هارپر: «همه می‌میرن سالی؛ مسئله اینه که خوب بمیری.»

Oblivion - 2013​
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #254
مرد: «تا حالا آرزوی مرگ کردی؟»
پیرمرد: «نه، احمقانه ست که تو این زمونه آرزوی نعمت داشته باشی.»

[ The Road- 2009]​
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #255
آذر: «چه جوری شد من به پستت خوردم؟ دفعه اول منو کجا دیدی؟»
عزت:
«حتما باید بگم؟»
آذر:
«دلم می خواد بگی.»
عزت: «می‌دونی من اکثر شبا که می‌خوابیدم خواب یه دختر مو بور می‌دیدم با چشای درشت و آبی. عینهو خارجیا! عین خودت! یه شب می‌اومد به خوابم یه شب نمیومد یه هفته علافم می‌کرد... خلاصه حسابی منو پیچونده بود... بعدش تو رو دیدم. دیدم همونی هستی که تو خوابم میومد. بعد دیگه تو رو تو خواب می‌دیدم. کار به جایی رسید که به عشق خواب دیدن می‌خوابیدم! حالا هم دیگه قاطی کردم... نمی‌دونم اول خوابتو دیدم یا خودتو...»
آذر:
«خب... حالا باقیشو بگو...»
عزت:
«باقیش؟ باقیش دیگه همش حسرت... هر دفعه می‌خواستم باهات حرف بزنم تنم داغ می‌شد. دیگه دلمو خوش کرده بودم...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #256
◘| دیالوگ‌های ماندگار سریال arrow |◘
latest


فصل دوم سارا : زمانی که تاریکی وارد انسان میشه هر چقدر هم که تلاش کنی خارج نمیشه

گاهی وقتا انتقام همون عدالته

دیگل : میدونی الیور زمانی کسی بهم گفت اسرار وزن دارن هرچی بیشتر پیش خودت نگهشون داری حرکت کردن رو سخت تر میکنن
الیور : واسه همینه سخت ورزش میکنم

دیمن دارک در خطاب به سروان لنس:اعتماد مثه یه گل ارکیده می مونه ،زیباست ولی ظریف و حساس ،برای رشد و شادابی به شرایط ایده آل نیاز داره،در صورت عدم وجود اون شرایط می میره

راس الغول: اولین باری که یکی رو کشتم، 11 سالم بود.حالت...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #257
پدر پرز : مادرها بیشتر از هرچیز دیگه ای به خداوند نزدیکند، چون فقط اونا هستند که میتونن مثل خداوند معجزه کنند

| Annabelle 2014 |
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #258
ریون: فقط به خاطر اینکه جنگی در کار نیست دلیل نمیشه بگیم صلح وجود داره.

| X-Men: Apocalypse |

 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #259
وسلی:مرگ نمیتونه عشق واقعی متوقف کنه تنها کاری که میتونه بکنه اینه که برای یه مدت به تاخیر بندازه

| The Princess Bride |​
 
امضا : SHIRIN.SH

SHIRIN.SH

مدیر بازنشسته
سطح
48
 
تاریخ ثبت‌نام
1/2/18
ارسالی‌ها
12,513
پسندها
125,178
امتیازها
96,873
مدال‌ها
36
  • #260

◘| دیالوگ‌های ماندگارفیلم Stonehearst Asylum |◘​

نتیجه تصویری برای ‫دیالوگ های جالب فیلم Stonehearst Asylum 2014‬‎

*****
چیزی که میشنوی رو باور نکن و فقط نیمی از چیزی که میبینی رو باور کن
*****
وقتی که بفهمی یک نفر از چه چیزی بیشتر میترسه کلید کنترل کردن و ابزار دیوانه کردن اون رو هم پیدا می کنی.
******
ما آدما هممون دیوونه ایم فقط بعضیا جرات ابرازشو ندارن
*****
ادوارد نیوگیت: چی؟ سعی نداری بیمارهات رو درمان کنی؟
دکتر لمب: درمان؟ برای چی؟
ادوارد نیوگیت: خب معلومه برای اینکه عقلشون سر جاش بیاد!
دکتر لمب: و از یک اسب فوق العاده راضی یک مرد بدبخت بسازم!
*****
دکتر...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : SHIRIN.SH
عقب
بالا