جاوا اسکریپت غیر فعال است برای تجربه بهتر، قبل از ادامه، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser .
متون و دلنوشتهها عاشقانه | پویا جمشیدی
نویسنده موضوع
نویسنده موضوع
SHIRIN.SH
تاریخ شروع
تاریخ شروع
1/4/19
پاسخها
پاسخها
24
بازدیدها
بازدیدها
1,353
کاربران تگ شده
هیچ
واسه مَرد افتاده روی زمین
که رسوای عالم شدن ننگ نیست
رو زانو نشستم که باور کنی
دلم جز تو واسه کسی تنگ نیست
| پویا جمشیدی |
ما سال ها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد.
| محمود درویش |
ارزش بعضی چیزا، با به زبون آوردنش از بین می ره...
این آخرِ بدبخت بودنه که به کسی بگی، گاهی حالم رو بپرس.
همیشه دیدن یه پیام ناگهانی، شنیدن یه سلام بی هوا،
از آدمی که انتظارش رو می کشی، می تونه حال و روزت رو عوض کنه.
گاهی آدم، خودش رو گم و گور می کنه، فقط به این امید که یه نفرِ بخصوص سراغش رو بگیره.
بر خلاف تصور، خوشحال کردن آدم تنها، خیلی سخت نیست.
فقط کافیه وانمود کنی، به یادش هستی.
| پویا جمشیدی |
ما سال ها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد.
| محمود درویش |
من که مستعمره ام ، شعله به جانم تو بکش
قصد فتحم کن و از زیر زبانم تو بکش
تو بگو، حرف به حرفش همه بر گردن من
قاتلم باش! بیا خیمه بزن بر تن من
با سرانگشت کمی معجزه کن روی تنم
زیر گوشم تو بخوان "عاشقِ عاشق شدنم"
بغلم کن، بغلم شوق رسیدن دارد
بوسه با طعم عسل لذت چیدن دارد
| پویا جمشیدی |
ما سال ها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد.
| محمود درویش |
تو به آتش بکش آغوش مرا، رحم نکن
کافرم کن، بِنِشین جای خدا، رحم نکن
با دوتا دکمه ی تو، جان و تنم می سوزد
لحظه ی لمس تنت، پیرهنم می سوزد
دکمه ات باز شود من خفقان می گیرم
دست من نیست عزیزم! بخدا می میرم
| پویا جمشیدی |
ما سال ها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد.
| محمود درویش |
من از تنهایی نمیترسم، اما از فراموش شدن چرا.
برای من فراموش شدن، یعنی نبودن، یعنی وجود نداشتن.
وقتی برای کسی فراموش بشی، یعنی دیگه براش وجود نداری. یعنی از اول هم نبودی.
فراموش که بشی یعنی دیگه کسی بهت فکر نمیکنه. یعنی دیگه کسی خاطراتش رو باهات مرور نمیکنه. فراموش که بشی، یعنی دیگه دل کسی برات تنگ نمیشه.
برای من امید به زندگی، یعنی توی ذهن آدمی که بهش فکر میکنم، هنوز یه جای کوچیک باشه، تا خاطراتمون رو نگه داره.
من کجای ذهنتم، وقتی تمام فکرمی؟
| پویا جمشیدی |
ما سال ها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد.
| محمود درویش |