این تیکه رو دوست داشتم:)فکر میکردم آدمهای تاریک فقط همانهایی هستند که پایشان به اداره آگاهی باز میشود ولی هر چهقدر بزرگتر شدم، فهمیدم آدمهای بد همهجا هستند، فهمیدم حتی خودم هم گاهی آدم بدی هستم ولی در هیچکجا محاکمه نمیشوم.
نوشتنت قشنگه، قصهت به دل میشینه آدم دیگه چی میخواد؟
بنظرم فرهاد از اون دسته پسرای دخترباز و بیخیاله که حنانه این وسط بی اختیار سوتعییر کرده و تو دام افتاده
یه سوال... دوست داشتی به شخصه پلیس بشی یا فقط ژانر موردعلاقته؟
هنوز اوایل داستانه با کاراکترا خیلی آشنا نیستیم و نمیدونیم چی برای گفتن داری پس عجول نباش
خسته هم نباشی












عزیزدلی
آره دیگه این پسرمون بیشتر از بقیه به عشق واقعی نیاز داره
من طرف ایزدپناهم

واکنشها[ی پسندها] میم پناه