میم پناه
پسندها
111,300

ارسالی‌های نمایه آخرین فعالیت ارسالی‌ها تفکیک ارسالی ها درباره

  • سلااااااام به روی ماه نویسنده جان:biggrin:

    واقعا اشد مجازات هم براشون کمه

    اسکاچی چقدر راحت هر کار دلش میخواد انجام میده:cautious:

    ریحانه عمه‌شو به پاستیل فروخت منم بودم به پاستیل میفروختم:rof1lmao:


    حال دلت خوب:big-hug:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    《Fatemeh》
    《Fatemeh》
    خوندم ولی بازم چیزی نفهمیدم :rof1lmao:
    فعلا به سلیمانی مشکوکم :scratch-one-s-head:
    اسکاچی شاید قبلا خودش پلیس بوده که اینقدر فعاله

    زود زود پست بزار بفهمیم این اسکاچی کیه
    تنهایی کار میکنه یا همدست داره و چرا گیر داده به نجوا:biggrin:
    میم پناه
    میم پناه
    خداروشکر که همه‌ی دخترها رو دوست داری...:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears::green-heart::green-heart::big-hug::big-hug::green-heart::green-heart:

    بله‌بله... ایزدپناه گویا کارش رو بلده:face-holding-back-tears:

    عه:xt3:وای تو هم از فرهاد خوشت نمیاد:xt3:تازه هنوز از دسته گلی که آب داده خبر نداریم
    میم پناه
    میم پناه
    ای خدا که:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears::x3::x3:
    داری دوباره قصه‌ها رو می‌خونی:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears:اشکی شدم که:green-heart::green-heart::green-heart::green-heart::green-heart:دمت گرممممممم...

    اگر بخوام جایزه بدم به همت بلندت باید بگم بین حرفات، حدس نزدیک درست داشتی ولی نمیگم کدوم یکی:xt3::xt3:


    اگر اورارتو رو دوباره خوندی نظرت رو بهم بگو...
    سلام سلام:rolleyes:
    چرا دلت گرفته بود و خوب نبودی؟ انقد که تصمیم داشتی ننویسی برامون؟ :(
    چقد حرصم میگیره این مردک الدنگ گیر نمیفته. راست راست داره برای خودش میچرخه:22: و اون بی‌نوایی که گیر این عوضی افتاده چقد گناه داره :persevering-face:
    ممکنه قضیه طرد شدن باشه؟ اینکه نجوا عشق اونو ندیده باشه.
    شب به خیر
    [فرض کنید بنده انتهای یه ابروم بالاست در عین حال که اخم مشکوک دارم]

    آقا چرا نوید فرعی رو انقدر خوب و اکازیون درآوردی... من سوالمه واقعا...
    چقدر امسال این فرهادین خیر کم نیست و چقدر به قولی (( جِذآآب )) نیستن...
    • Haha
    • Clap
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A و میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که
    خداروشکر این نوید و فرهاد باعث شدن بهم سر بزنی:face-holding-back-tears::x3:

    ژستت رو تصور کردم خیالت راحت:sugarwarez-004:

    پس طرف نویدیونی؟
    که فرهادیون جذاب نیستن؟:rof1lmao::rof1lmao:
    باشه آقا... باشه:rof1lmao::rof1lmao::sugarwarez-004:
    ساران
    ساران
    بعله آقا. اصلا بنده هم از این خیرین که به کمک هر مونثی می‌شتابن واس خودشیرینی بدم میاد. تامام تامام:sugarwarez-007::face-blowing-a-kiss:
    به این امید که اونام عوض این خیرهای بی حساب رو با اونایی که دوسش دارن ببینن (اصلاً هم منظورم به بعضیا نبودهااا)
    میم پناه
    میم پناه
    وای گل گفتی دختر خیرین خودشیرین
    بله‌بله‌... امید داریم:intlove::intlove:
    متوجهم، ما اصلا منظورمون فرهاد نیست:rof1lmao::rof1lmao:
    سلام نویسنده جون
    چقدر طرف باید روانی باشه که هدیه اعضای بدن یکی رو برات بفرسته
    راستش یکم شکم از روی سلیمانی برداشته شد
    ولی حالا واقعا موندم به کی شک کنم
    کاش نشونه ها بیشتر بود
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که :big-hug:خانم زری عسلچه:face-holding-back-tears:
    چقدررررر واقعا :face-exhaling:

    هوم ولی باید به همه شک داشته باشیم:xt3:
    :xt3::xt3:مرا ففشید که:xt3::xt3:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] zaritala
    Z
    zaritala
    اختیار داری عزیز جانم
    همینه که رمانای شما عالیه
    جذابه
    نمیشه حدسش زد
    میم پناه
    میم پناه
    عزیز که تویی:green-heart::big-hug:خانم همراه
    عالی هم خودتی:face-holding-back-tears:
    جذاب هم نگاهته:green-heart:
    ماچ به شما:kissym::kissym:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] zaritala
    یاخیرالحافظین

    1000024333.jpg

    نمی‌دونم این عکس منشوری حساب میشه؟

    در آینده خواهیم خواند:

    آرش برایم داخل گوشی یک بوس فرستاده بود و من لبخند به لب تماس را قطع کرده و تازه متوجه فاصله‌ی کمم با ایزدپناه شده بودم. هنوز می‌خواستم کمی خودم را عقب بکشم که انگشت شستش را خیلی نرم روی گونه و نزدیک خط لبخندم کشید:
    - چقدر قشنگ می‌خندی... یا نه، چقدر خندیدنت قشنگه... حالم خوب شد. حالم بعد از چند سال خوب شد.
    و پلک‌های من آرام روی هم رفته بودند. بعد از تمام روزهای رفته می‌توانستم باور کنم که اینجا و در پناه دست‌های این آدم در امانم. با همان چشم‌های بسته و بدون اینکه تغییری در موقعیتمان ایجاد شود،‌ لب زدم:
    - تو پژوهشکده‌ایم.


    #قصه_دودو_اسکاچی
    #مهسا_پناهی
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :green-heart:
    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

    #حال_دلتون_خوب
    یاخیرالحافظین

    1000024288.jpg

    در آینده می‌خوانیم:

    کاش یک لیوان چای هم برای خودم می‌ریختم اما قبل از اینکه بلند شوم، فرهاد پرسید:
    - خب، چی بزنم؟
    - هرچی دوست داری. میرم برای خودم چای بیارم.
    - نمیشه برای منم بیاری؟
    دلم نمی‌خواست اما شاید کمی بی‌ادبانه به نظر می‌رسید، به‌هرحال مهمان خانه ی مادربزرگش بودم.
    چند دقیقه بعد با دو لیوان چای و یک قندان شکرپنیر وانیلی برگشتم.
    - دستت دردنکنه. پس هرچی خودم خواستم بخونم؟
    لیوانم را برداشتم و دستم را روی آن گذاشتم، در این سرمای نصفه‌نیمه‌ی اوایل آذر زیادی می‌چسبید.
    - پس چرا نمی‌خونی؟
    - داشتم نگاهت می‌کردم. خیلی...
    - خیلی؟
    سرش را پایین انداخت:
    - خیلی به حیاط میای.

    #قصه_عشق_دو_پهلو
    #مهسا_پناهی
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :green-heart:
    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

    #حال_دلتون_خوب
    • Heart
    • Like
    واکنش‌ها[ی پسندها] زهره.ر، 《Fatemeh》 و zaritala
    میم پناه
    میم پناه
    عزیییییزممممم:xt3:مرا ففشید که:xt3:

    وای واکنشت به فرهاد عالیه:rof1lmao::rof1lmao:حقشه

    بله‌بله حقش نیست

    فرفری بیا این فرهاد رو آدم کن:x3::x3::xt3::xt3:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A
    Ana.A
    Ana.A
    بعله بخند خانم نویسنده
    ریش و قیچی دست شماست ولی این بچه گناه داره
    اون آقای زیادی راحت رو بیخیال شو
    میم پناه
    میم پناه
    من بی‌تقصیرم:xt3::xt3:
    سلام دوباره
    من چرا یادم نبود سوالتو جواب بدم
    الان دیدم بچه ها جواب دادن گفتم منم جا نمونم
    به نظرم که هر کدوم از پسرات یه ویژگی خاص داشتن ولییی بهتربنشون شخصیت اول برام یه قصه بگو بود( اسمشو یادم رفت ولی یادمه نغمه بهش میگفت اقای شین شهریار یا شاهرخ بود فکر کنم) و چقدررررر اون رمان عالیههههههه
    و اصلا از پاتنر نهال خوشم نمیاد حتی با وجود اینکه نهال بخشیدش
    رسول و حافظ انگار شبیه هم بودن از لحاظ حامی بودن
    فرهاد و یوسفم از لحاظ شوخ بودن شبیه همن
    اگه ایزد جوون همون شاهد روانشناس باشه سلطان مردهای محکم و زبل و باهوش فقط خودش
    • Heart
    • Like
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه و Ana.A
    Z
    zaritala
    ما منتظر پارت های جدیدم
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که :intlove::intlove:

    خداروشکر که یادت اومد و افتخار دادی جواب بدی:x3::green-heart:

    هوم... پسرم شاهرخ، آقای شین... آفرین آفرین... شهریار اسم برادر شیریش و رفیقش بود که نوژا رو می‌گرفت:x3::x3:

    عالییییییییی که خود ماهتی:green-heart::green-heart:

    طاها:rof1lmao:

    هوم هوم
    من حافظ و یوسف
    رسول و شاهرخ
    طاها

    کارهای جدید رو فعلا نمیگم

    پس شاهد و ایزدپناه یه نفرن؟
    میم پناه
    میم پناه
    قربون انتظارت که:x3::x3:خدا بخواد الآن می‌ذارم:kissym::kissym:
    سلام سلام :63:
    راضیم از حنانه جانم
    بعله چه خوشگل این بچه رو توصیف کرد؟! نه؟!:face-savoring-food:
    والا اون شربتم از سر این فرهاده زیادهههه

    می‌دونی چرا حنانه رو دوست دارم چون مثل خودمه
    منم خوراکی ها رو دوست دارم
    کلا انگار این کودک درون نمیخواد بیخیال بشه :610595-f4fee7d8018d2f5ca10c2e5d7cc88678:
    دلم سوخت برای دخترک اون خانم معلم:hanghead::hanghead:

    آخی رابطه آرش و نجوا :105:
    حرف گوش کنی ایزد جونم :1:
    بعله حدسم درست بود شاهد همون ایزد جونه:smiling-face_263a:

    بچم سوالاش عجیب نیستاااا فقط میخواد مطمئن بشه نجوا خانم کاملا اون نکبت رو فراموش کردههه:228:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    Ana.A
    Ana.A
    در مورد دخترات من همشون رو خیلی دوست داشتم
    نمیتونم انتخاب کنم؟
    دخترای داستان همشون خیلی جذابن
    اکثر کاراکترهای همینه
    ولی فرهاد خیلی مزخرفه
    مشکل از کاراکترش نیست
    مشکل از شخصیت خودشه

    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام سلاااااااااام به روی ماهت که دوست‌داشتنی اختصاصی:big-hug::x3::face-holding-back-tears:
    پس آقای ایزدپناه کیوتن؟:intlove::x3:
    بله‌بله پناه شده برای نجوا:face-holding-back-tears:
    به نظر منم ایزدپناه می‌دونه چی می‌خواد:green-heart:

    خوشبحاله نوید که تو انقدر دوستش داری:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears::x3::x3:بله‌بله آقا و باشخصیت و مهربونه

    خداروشکر که همه‌شون رو دوست داشتی...
    واقعا خوشحالم که نظرت اینه:face-holding-back-tears:
    فرهاد ببین چه کردی:face-exhaling:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A
    Ana.A
    Ana.A
    سلام
    چقدر منتظر موندم بیای:hanghead:
    بعله خیلی قشنگهههه
    معلومه که میدونه:105:

    نمی‌دونم تو چرا دوسش نداری؟:hanghead:
    سلام سلام:228: حالت خوشه؟
    گفته بودی بین پسرهات کدوم اوله:228:
    برای من رسول. یوسف هم به طرز عجیبی لبه‌ی پله‌ی اوله ولی بازم رسول:rolleyes:
    این چاووش چرا انقد اسکوله؟ زنگ زده که چی؟ انگار نجوا را نمی‌شناسه :/ احمق.
    این دکتر هم یه چیزیش هستا.
    ایزد گفته بود روان‌شناسی خونده؟ کار کرده؟ دوره دیده؟ دقیق یادم نیست. ولی اگه اون شاهد باشه؟:grinning-face-with-big-eyes:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام سلاااااااااام به به ماهت که :green-heart:
    خودت خوبی؟
    خداروشکرم

    عه، پس رسول‌خان جام رو برده:intlove:
    هوم‌هوم، خوشبحاله یوسف:x3:

    واقعا احمقه:face-exhaling:

    یه چیزیش هست یعنی؟ همون شاهده؟
    :sugarwarez-004::big-hug:
    الـی.کـا
    الـی.کـا
    اینجا هم سلام:30:
    شکر خدا، خوبم:rolleyes:
    رسول ژیگر بود ژیگر.
    واقعا احمقه
    من میگم همون شاهده:610181-064beec23c2ab9fae36b67a1ed4b4f68:
    میم پناه
    میم پناه
    خداروشکر که خوبی:green-heart:

    ژیگر ژیگول فرفری سلام داره خدمتتون:rof1lmao::rof1lmao:
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری

تعداد بازدید از پروفایل

24408
عقب
بالا