- تاریخ ثبتنام
- 20/11/20
- ارسالیها
- 741
- پسندها
- 8,336
- امتیازها
- 30,873
- مدالها
- 21
- سن
- 20
- محروم
- #581
اونجایی که آدماش بیشترندو
از زیر پتو بیشتر وحشت دارم چون اتفاقات دورمو نمیبینم
از کجای خونتون میترسی؟
بزرگ ترین ترست رو حاضری از بین ببری؟
اونجایی که آدماش بیشترندو
از زیر پتو بیشتر وحشت دارم چون اتفاقات دورمو نمیبینم
از کجای خونتون میترسی؟
ارهاونجایی که آدماش بیشترن
بزرگ ترین ترست رو حاضری از بین ببری؟
نمیذارم میکشمشون یا دستاشونو قطع میکنماره
اگ بخان انگشت کوچیکتو قط کنن دست چپتو ترجیح میدی یا راست؟
فرض میکنیم ک نمیتونی بکشیشون و ب ته خط رسیدی و باید انتخاب کنینمیذارم میکشمشون یا دستاشونو قطع میکنم
تاحالا شده کاری انجام بدی که از انجام دادنش پشیمون بشی؟
هیچکدومفرض میکنیم ک نمیتونی بکشیشون و ب ته خط رسیدی و باید انتخاب کنی
اره خیلی
تمساح وحشتناک تره یا مار؟
فرار نمیکنم میپرسم چیشدههیچکدوم
شاید تمساح
از خواب بلند میشی نصف شب
میری آشپزخونه آب بخوری
تموم افراد خونه با سر و صورت خونین و دارن میان سمتت و میگن کمک
فرار میکنی یا میپرسی چیشده و پیششون میمونی؟
میدم بهش لابد میخواد بازی کنه با گوشیم چه هیبی دارهفرار نمیکنم میپرسم چیشده
اگ یه جن بیاد بگه یا گوشیتو میدی ب من یا کتکت میزنم کدمو انتخاب میکنی؟
واااااای خیلی وحشتناکهمیدم بهش لابد میخواد بازی کنه با گوشیم چه هیبی داره
همه تاریکه و یکی تو اتاقت میگه هیییسس...
چپو راستتو نگاه میکنی هیچکی نیست
با تردید جلو و بعد به آهستگی پشت سرتو نگاه میکنی ولی بازم هیچکی نیست
یدفعه صدای یه قطره کف اتاق میاد و خون میبینی
بالای سرتو نگاه میکنی یا سریع جیغ میزنی و فرار میکنی یا خودتو میزنی به اون راهو کوچه علی وپو میگی وای تشنمه برم آب بخورمو سریع از خونه میری بیرون؟
آره سعی میکردم یه موجود فراطبیعی احضار کنم شب آخر یه صدایی از پشت سرم گفت نمیتونی مارو احضار کنیواااااای خیلی وحشتناکه
فک کنم بزنم ب کوچه علی چپ
تا حالا شده چند روز توی خونه تنها باشی؟

آره سعی میکردم یه موجود فراطبیعی احضار کنم شب آخر یه صدایی از پشت سرم گفت نمیتونی مارو احضار کنی![]()
تو اتاقت خوابیدی از خواب میپری، یه پیامک به گوشیت میاد و میخوای گوشیتو برداری که یه سایه تو تاریکی از جلوت رد میشه و پردهی اتاقت که پنجرهش بستهس تکون میخوره.
نور صفحه گوشیت با تاخیر روشن میشه و پیامک روشو میخونی که نوشته «نرو!»
آب دهنتو با صدا قورت میدی و پتو رو میکشی بالاتر که یکدفعه کله یه جنو جلوی نور صفحه گوشیت میبینی که اسمتو به آهستگی و با صدای کشیده میگه.
* جیغ میکشی و سعی میکنی فرار کنی.
* خونسرد بهش نگاه میکنی میگی تشنمه اگه میخوای...