- تاریخ ثبتنام
- 17/9/19
- ارسالیها
- 8,206
- پسندها
- 57,457
- امتیازها
- 96,873
- مدالها
- 56
- سن
- 20
- مدیر
- #191
نام دلنوشته: ریسمان رقص
نام نویسنده: NAST
مقدمه:
زمان بود که این بازی را آغاز کرد. او دیوانه بود و سَر گذر گرفت.
گمان کرد من بندبازم و دلقک مرحلهی آخر بازیش میشوم؛
اما من رقاصی بودم که سبک بال چرخیدم. پا جلوی پا گذشتم.
یک قدم به جلو و چند قدم به عقب، دیوانگی نشانش دادم.
اگر تو دیونهای، من از تو دیوانهترم. ریسمان زمان زیر پایم چرخید.
اگر فلسفهی رقص نبود؛ انسان چه میکرد با جنون غم و درد؟
اگر تنبک سکوت نبود؛ انسان با کدام ساز تا کشف وجود میلرزید؟
و اگر آواز من و ما نبود؛ انسان با کدام اندیشه...
نام نویسنده: NAST
مقدمه:
زمان بود که این بازی را آغاز کرد. او دیوانه بود و سَر گذر گرفت.
گمان کرد من بندبازم و دلقک مرحلهی آخر بازیش میشوم؛
اما من رقاصی بودم که سبک بال چرخیدم. پا جلوی پا گذشتم.
یک قدم به جلو و چند قدم به عقب، دیوانگی نشانش دادم.
اگر تو دیونهای، من از تو دیوانهترم. ریسمان زمان زیر پایم چرخید.
اگر فلسفهی رقص نبود؛ انسان چه میکرد با جنون غم و درد؟
اگر تنبک سکوت نبود؛ انسان با کدام ساز تا کشف وجود میلرزید؟
و اگر آواز من و ما نبود؛ انسان با کدام اندیشه...
- NASTrr
- پاسخها 19
- تالار دلنوشتههای درحال تایپ