لطفا در خصوصی به بنده پیام بدید و عکس مد نظرتون برای جلد رو ارسال کنید.سلام خسته نباشید. در خواست طراحی جلد دارم.
نام رمان: پرنسس سه قلمرو.
نام نویسنده: سایه، سایه ی ماه
لطفا« سایه ی ماه» در کنار اسم نویسنده قرار دهید.
![]()
در حال تایپ | رمان پرنسس سه قلمرو | سایهی ماه کاربر انجمن یک رمان
کد رمان: 5719 ناظر: @Viŏlet خلاصه: وانیا، میترا، ویترا و برلا، چهار دوستی که تازه با هم در روستای پدربزرگ وانیا اشنا میشدند. آنها از سر کنجکاوی وارد زیر زمین خانه پدربزرگ وانیا میشدند. در آنجا با کتابی عجیب برخورد میکند، اما این کتاب، یک کتاب معمولی نیست... این کتاب کلید، دروازهایی به...forum.1roman.ir
لطفا در خصوصی به بنده پیام بدید و عکس مد نظرتون برای جلد رو ارسال کنید.سلام قبلا برای رمانم درخواست جلد دادم اما انجام نشد.
نام رمان: معاهده طلایی
نام نویسنده: برهون
طراحی رو به عهده طراح میزارم و عکس رو بعدا برای طراح میفرستم.
کد رمان: 5691
ناظر: @miss_marynovel
خلاصه:
در سرزمینی که آخرین پرتوهای روشنایی، در آغوش تاریکی ابدی فرو میروند، آفریدگارِ کیهان، نقشه بیداریِ پیمانی کهن را میریزد.
معاملهای پرمخاطره، جایی که احساسات، چون طلسمی باستانی، قلبها را به بازی میگیرند و در ورای فریب، حقیقت چون گوهری گمشده در انتظار کشف است.
شرارت و جنون، زهر خود را بر رگهای دنیای ذهن میریزند. اساطیری از افسانهها انسانها را به بازی میگیرند.
اما در دل این آشوب، تلخی سیب طلایی نهفته است؛ میوهای که تنها کام فرد مقدس را شیرین میکند و هرجومرج آن را به ارمغان میآورد...
لطفا در خصوصی به بنده پیام بدید و عکس مد نظرتون برای جلد رو ارسال کنید.سلام
وقت به خیر
درخواست طراحی جلد برای این دو رمان رو داشتم
نام رمان: آیدی: مردهنشین
نام نویسنده: رأیا
انتخاب عکس جلد رو به طراح میسپارم
نام رمان: تابوت زمان: در آروارهی حنانهو میدونین ترسناکتر از همچین برادری، چی میتونه باشه؟ باز هم البته که... خواهرش، یه تودهی متحرک از تشعشعات شیطانی!
نام مجموعه: آیدی (شناسه)*
نام جلد اول: «مردهنشین»
خلاصه:
تا حالا برادری رو دیدین که به خواهر دو قلوش برای هدیهی تولدش مردی رو بده که نه تنها تایپشه، بلکه یکی از بزرگترین مأفیاهای ایران میخواد اون رو بکشه؟ البته، من هم فکر نمیکردم همچین موجودی وجود داشته باشه تا وقتی که محمدمهدی رو دیدم!
نام نویسنده: رأیا
عکس رو برای طراح میفرستم
نام رمان: جنناس
به قلم: بریسکا
ژانر رمان: فانتزی
خلاصه رمان:
آیرا همیشه میدانست چیزی در زندگیاش با دیگران فرق دارد؛ نه چیزی که دیده شود، بلکه حضوری خاموش در سایهها، در کابوسهایی که هیچکس جز او تجربه نمیکرد و سالها بیصدا دنبالش میآمدند. او این ترسها را به جنزدگی نسبت میداد… تا روزی که در کتابخانهٔ مدرسه، کتابی قدیمی پیدا میکند؛ کتابی با نامی که هرگز نشنیده بود: نسورا.
از همان لحظه، نشانههایی در زندگی آیرا دگرگون میشود؛ نشانههایی که انگار با گذشتهٔ او پیوندی پنهان دارند و سکوتی که سالها بر خانهشان سایه انداخته، ترک برمیدارد. وقتی مه و فراموشی آرامآرام به اطرافش نزدیک میشود، آیرا همراه ایلا و ریل وارد سفری میشود که از...
