یبار رو میز تنیس نشسیمبا بچه ها بعد این میزه شکست
یبار از یه شاله بدممیومد تا سر حد مرگپارش کردم
هنذفریم خراب شده بود با برا دخترداییم عوض کردم
رمز وای فای خالمینا رو دارم و خب... ۱۲ قسمت ۲و نیم ساعته فیلم دان کردم
همیشه تو مدرسه الو لداشک میخوردم جلو معاون تا حرصش دراد
ی بشری خیلی خودشو بالا میگرفت تو مدرسه فقط اخم بود رو صورتش
با رفیقام داشتیم والیبال بازی میکردیم دیدم رو به رومه ی آبشار زدم تو صورتش بچه تا نیم ساعت گریه میکرد دلم براش سوخید
معاونم اومد ی مش چیز میزم بم گف رف
ی بارم جلوی پسر عموم درباره جن حرف زدم هفته بعدش عموم گف چی به ای بشر گفتی دیگه شبا دستشویی نمیره
هی گوشیمو شکوندم هنوزه که هنوزه گوشی ندارم یه جوری میگم انگار ده ساله گوشی ندارم فضول بازی درآوردم رفتم وسط دریا داشتم غرق میشدم یک بارم تو استخر همچین اتفاقی افتاد با نوه عمم داشتم بازی میکردم تو کمد دیواری عمم یه تشکای گندهای داره یک تنن همشون راستکی همش یک تنن حالا بازی میکردیم یهو تشکا ریخت رو سرمون من واقعاً با اون سن کمم فهمیدم دارم میمیرم لحظه آخر که گفتم دارم میمیرم نمیدونم چطور پسر عمم نجاتم داد البته بیشتر عوامل مرگم نجات دادن اون بچهه بود العان که فکر میکنم بخاطر این کاره خیرم باید برم بهشت در پنج سالگیحس آشپزی بهم دست داد ماستو فلفل دلمرو باهم قاطی کرم فکر کنم پیازم توش قاطی کردمتو تنگه واشی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
یه بار یه پسر رو که به دختر عموم نظر داشت تا سرحد مرگ ترسوندیم البته بعد یه کتک جانانه
بعدسر بازی با معلم ورزش کفش انداختیم زیر پاش پخش زمین شدتازه!!! دایم قبل ازدواج با زنش تلفنی صحبت می کرد که از نظر خوانواده زنش کار بدی بود ولی من سر لجبازی لو دادمشون
هنوزم به روم میاره
یه بارم گوشی بابام دست من بود که سوخت ولی گفتم بابام روش نشسته اینقدر اصرار کردم که همه باور کردن کار بابام بوده حتی خودش........