• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته‌های مرده‌پرست! | ف.اسدی کاربر انجمن یک رمان

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام خالق اول و آخر... !
نام مجموعه: مرده‌پرست!
نام نویسنده: ف.اسدی
مقدمه:

مرده‌پرستم!
نقش قبر فانوس‌ها و تار و پودهای مومیایی شده‌ای را که در آن،
روح عاشق و معشوق درد می‌کشند،
خاطراتی می‌کنم چون غم‌غبار نشسته روی سطح شهر!


*بازدن اشتراک، می‌تونید دل‌نوشته رو دنبال کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #2
•| بسم رب القلم |•

آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند..


666253_55d8129b2b3bd338171f79aeb97b64bc.jpg

نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.
"قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"

پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته باشید که دل‌نوشته‌های تگ‌دار نقد نخواهند شد و در صورت تمایل به درخواست نقد، قبل از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #3
فانوس‌های این شهر مرده‌اند!
در اعماق گسل‌‌دره‌های احساسات پسرکی «عاشق» !
نزدیکی هق‌هق‌های شبانه‌ی دخترکی «مغلوب» !
زیر خروارها خاک خشک شده از «معرفت» !
آری؛ آنها مرده‌اند از هجوم بارش عطرهای «فراق» !
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #4
هر "تار"، لای‌لایِ زمزمه‌های عاشقانه‌ی چنگ و
هر "پود"، نمایش پرده‌ای از شاهکار نگارنده‌ی عاشقانه‌هاست!
"تار" های نواخته‌ شده به دست دخترک
و پرده‌هایی که روی صحنه‌ی تاتر، رونمایی می‌شوند...
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #5
در "پودستان" این شهر، فانوس‌ها مرده‌اند!
نخ عروسک زندگی گیر می‌کند به میل‌بافتِ تارِ زمزمه‌ها!
دست و پاهایی که فلج می‌شوند و رد سرخ تک‌تک تارها،
عیان‌نامه‌ای می‌شود؛ در ظلمت فانوس‌های مرده!
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #6
در "تارستان" این شهر، فانوس‌ها عروس شدند!
آرزوی دخترک با تاربافیِ دور پیشانی فانوس‌ها، مجسم شد؛
ولی دیگر تاری برای لای‌لای گویی نبود!
حکایت خدا و خرما...
حال دخترک با هق‌هق‌هایش، عروسی‌ای برپا می‌کند، مجلل!

میهمانان این بزم، فانوس‌های مرده...
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #7
گلبرگ‌های رزِ قرمز، زیر انبوه برگ‌های پاییزی مدفون شده‌اند.
دسته‌گلی که برای یک قرار همیشه منتفی مزین شده بود،
یک شبِ آرام،
پرپر شد!
نه به دست آن عاشق و صاحب، نه!
به دست نوازش‌های دردناک باد!
به مرور، با هر گذرش،
افسونِ این‌همه رقص دلبرانه شده بود!
یک مرگ آرام، زیبا و نسبتا خواستنی... !
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #8
***
در قدم به قدم این شهر،
یک خاطره، فسیل شده است!
با طی کردن نقش و نگار سنگفرش شهر،
سمفونی مردگان طنین‌انداز می‌شود.
و برگ‌های خشک شده‌ی درخت عشق،
به رقص در می‌آیند.
و آرام‌آرام،
گز می‌کنند تک به تک کوچه‌خاطرات این قبرستان مفلوک را... !
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #9
پوسته ‌پوسته می‌شود، تک‌تک آجرهای سنگفرش این شهر.
به هوا می‌خیزد عطرِ خاطرات؛
جو، مرده می‌شود و کدر.
غم‌غبار شهر نو شده از یادآوری قدمی که پس از سال‌ها،
دوباره طی کرد این مسیر از تارِ دومِ پودِ سوم را!
خون‌سرفه می‌کنند فانوس‌های مرده‌ی آن حوالی.
از ضربات بی‌رحمی که زداغ فراق بر پیکرشان می‌نشست
شرطی شده بودند به ریتم قدم‌هایی که متعلق به یک "پود‌ مُرده" بود!
از جا برمی‌خاستند، تا قدمی بردارند
برای فرار از دستِ "مُرده‌خواه"!
اما به قولی «ناگهان چه زود، دیر می‌شود»*

*استاد سهراب سپهری
 
امضا : G.ASADI

G.ASADI

طراح ازمایشی
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
10/4/20
ارسالی‌ها
1,337
پسندها
42,463
امتیازها
60,573
مدال‌ها
37
  • نویسنده موضوع
  • #10
نقشِ رقصِ خون در لابه‌لای آجر شکسته‌ها،
فریاد کودکی از تبار حوا را در ارکست "پودمردگان"
به یاد تک‌تکِ آن صندل‌های شکسته می‌اندازد.
ناظرهای چوبی،
پشت میز ق*م*ا*ر زندگی،
با ورق‌هایی به برندگی حیات یک شاهرگ،
تیری در خاطرات دفن شده‌ی یک زن، حک می‌کنند.
"خون‌خاطراتِ" هفت‌رنگ روی شیشه‌های غم،
می‌شوند هفتاد رنگ!*


*:فریدون مشیری:

-《گر نکوبی شیشه‌ی غم را به سنگ،

هفت رنگش می‌شود هفتاد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : G.ASADI
عقب
بالا