دنباله دار عجیب‌ترین کاری که تا به حال یه مهمان توی خونه‌ی شما انجام داده چی بوده؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع RAHIH
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 40
  • بازدیدها بازدیدها 2,460
  • کاربران تگ شده هیچ

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #31
جلو همه بلند شد زد تو گوش همسرش (بیشعور )
 
امضا : m.sina

رایکا

مدیر بازنشسته
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
13/6/22
ارسالی‌ها
519
پسندها
1,333
امتیازها
9,073
مدال‌ها
16
سن
22
  • #32
اینکه به راحتی سر یخچال میرن و میگن فلان چیز ندارییین؟عههه .. :shok:
 

BlaCkfloWeR

مدیر بازنشسته
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
17/4/21
ارسالی‌ها
972
پسندها
14,177
امتیازها
37,073
مدال‌ها
23
  • #33
با زنش اومده بودن خونه‌ی ما اتراق کرده بودن، تو خونه خودمون بهم می‌گفتن درو درست ببند :///
 
امضا : BlaCkfloWeR

NARGES AMIRI

مدیر بازنشسته
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/20
ارسالی‌ها
1,571
پسندها
35,469
امتیازها
61,573
مدال‌ها
24
سن
21
  • #34
شروع کرد به زیر و رو کردن اتاق من و ایراد گرفتن از اتاقم:458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9:
 
امضا : NARGES AMIRI

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,438
پسندها
48,968
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • مدیرکل
  • #35
رفت از تو کمدم لباس برداشت. دختره‌ی نکبت اون لباس مورد علاقه‌ی من بود.:77:
 
امضا : Eccedentesiast

اِللا لطیفــی

مدیر بازنشسته
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
5/9/23
ارسالی‌ها
1,195
پسندها
8,880
امتیازها
26,673
مدال‌ها
21
سن
25
  • #36
هیچی دیگه میان میخورن میپاشن و میرن
 
امضا : اِللا لطیفــی

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,094
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #37
چای رو تعارف کردیم برداشته،
بلافاصله واسه نوشیدن ومزه کرد ، میگه این چایی سرده .

یواشکی باخودم زمزمه کردم یا تو بیا توآشپزخونه بچسب به کتری وقوری بخور...
یا کتری وقوری رو بیارم اونجا داغ داغ بخور

:458121-4a17a0aa9aa02eb3abb93d43b47025ee::458061-755e223a0d53e1728b5a71f75fca66cc::458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9:
 
آخرین ویرایش

Azadeh✿

کاربر سایت
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
31/5/23
ارسالی‌ها
96
پسندها
2,176
امتیازها
11,453
مدال‌ها
8
سن
30
  • #38
دوست همسرم بود. از شهردیگه اومده بود با من نه سلام کرد نه بابت غذا تشکر کرد و نه خداحافظی...
انگار من پیشخدمت رستوران بودم... که البته اونم نبودم چون به پیشخدمت حداقل یه انعام می‌دن:woman-shrugging:
 
امضا : Azadeh✿

♡°DINA°

رفیق جدید انجمن
سطح
4
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/24
ارسالی‌ها
73
پسندها
331
امتیازها
1,748
مدال‌ها
4
  • #39
ازشون خواستم تو کارا کمکمون کنن کلا یه ذره رک بودم که اذیت می‌کرد مادرم رو
البته الان دیگه توانش و ندارم که به کسی با جنگ بفهمونم کارش چقدر زشته و ساکتم بیشتر
 
امضا : ♡°DINA°
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Sadat.t

مارینا آروین

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
15/7/22
ارسالی‌ها
443
پسندها
1,994
امتیازها
12,213
مدال‌ها
9
  • #40
موقع خواب انقد خودش و رلش تو اتاق بغلی بلند بلند فک میزدن که تا روز خوابم نبرد فکر مارو هم نمی کردن اصلا
 
امضا : مارینا آروین
عقب
بالا