دنباله دار غم انگیز ترین پایان هایی که برای رمان خوندید

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Edward
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 37
  • بازدیدها بازدیدها 2,114
  • کاربران تگ شده هیچ

Edward

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
30/4/21
ارسالی‌ها
580
پسندها
16,623
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #1

Stupisam

کاربر فعال
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/21
ارسالی‌ها
844
پسندها
8,585
امتیازها
25,873
مدال‌ها
17
  • #2
رمان عروس اعدامی

تهش دختره بی گناه اعدام شد و پسره هیچ کاری نتونست بکنه
 
امضا : Stupisam

HAKIMEH.MZ

مدیر بازنشسته
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/21
ارسالی‌ها
3,461
پسندها
27,839
امتیازها
58,173
مدال‌ها
27
سن
25
  • #3
امضا : HAKIMEH.MZ

XAysanX

رفیق جدید انجمن
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
1/7/21
ارسالی‌ها
93
پسندها
493
امتیازها
2,803
مدال‌ها
6
  • #4
دختره و پسره با کلی عشق و سختی ازدواج
کرده بودند و آخرش دختره تو خونه در حال
آشپزی بوده که قابلمه‌ی داغ روی گاز روش
چپه شد وکم کم کل بدنش ذوب شد
وپسره هم خونه نبوده و لحظه های آخر
مرگش می رسه ونتونست نجاتش بده

متاسفانه اسم رمان یادم نیست
 
امضا : XAysanX

FATMAGOL

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
27/9/19
ارسالی‌ها
1,685
پسندها
40,975
امتیازها
61,573
مدال‌ها
27
سن
22
  • مدیر
  • #5
"کمی پیش از برزخ"

پسره بخاطر این‌که پیش عشقش باشه، نامزدش رو که اصلا دوستش نداشته می‌کشه و با دختر داستان فرار می‌کنن.
زندگی پرتلاطم این دو عاشق کمی آروم می‌گیره تا اینکه مادر مقتول از خارج میاد و شهراد رو می‌ندازه زندان! حکم قصاص براش می‌برن.
ته داستان شهراد اعدام میشه و دختره هم خودکشی می‌کنه.
اسپول شد ولی دوست داشتید بخونیدش.
من هنوز یادم میاد اشک تو چشمام جمع می‌شه:82:
 
امضا : FATMAGOL

setareee

رفیق جدید انجمن
سطح
11
 
تاریخ ثبت‌نام
21/7/20
ارسالی‌ها
41
پسندها
3,415
امتیازها
16,153
مدال‌ها
8
  • #6
اسماشون رو یادم نمیاد ولی این رمانایی که مثلااا طرف خواب بود بعد یهووو میپره بیدار میشه میگه ای گادد یعنی همش خواب بودد¡¿
اخخخ حرص ادمو در میارن انسان ازار های شرور ذلیل حقیر بدبختتتت
 

☆BARUN☆

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
16/12/18
ارسالی‌ها
370
پسندها
6,836
امتیازها
21,773
مدال‌ها
14
سن
26
  • #7
کلا رمان هایی ک اخرش غم انگیز بودن رو نمیخونم یا اگ وسطش بفهمم قضیه از چ قراره نمیخونم

ولی ی رمان بود اسمش یادم نیس ولی اسم شخصیت پسره یادمه اسمش مهدی بود
پسره ناراحتی قلبی داره و عاشق ی دختر میشه دختره هم عاشق این ولی هیشکدوم بهم نمیگن
پسره بعد اینکه میفهمه بیماری قلبی داره سعی میکنه دختره رو از خودش برونه و وقتی دختره بهش گف دوسش داره ی جوری دختر رو ترسوند ک دختره هر چی از دهنش اومد رو بار پسره کرد اخرشم مثلن متنفر شد
بعد اینکه پسره مرد دختره قضیه رو میفهمه و ب غلط کردن می افته :190:
 
امضا : ☆BARUN☆

_anita

کاربر فعال
سطح
24
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/21
ارسالی‌ها
913
پسندها
17,906
امتیازها
41,073
مدال‌ها
18
سن
18
  • #8
غمگین ترین پایان ها ی رمان رو با اسم اون رمان بنویسید.
اسم رمان یادم نمیاد
اما یادمه که از رو واقعیت بوده زندگیشون...
زنه به تهمت چیزی مجبور میشه با مردی ازدواج کنه...
انقدر مرده زنه رو حرص میده، حتی فکر ازدواج دوباره هم میفته.
زنه با (چهارتا فک کنم بچه بود...) تو کوچه خیابونها و کوچه ها میفته، خاستگار قبلی زنه ک میشه پسرخالش بهش خونه میده و اونجا زندگی میکنن
مرده هم زن دوم میگیره و ...
آخرش زنه تو خونه دق میکنه چشم باز میمیره:)
 

fariba_a

مدیر بازنشسته
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/11/20
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
14,086
امتیازها
33,573
مدال‌ها
17
سن
22
  • #9
من از این جور رمان ها نمیخونم چون عذاب میکشم

فقط یه بار یکی خوندم که اخرش دختره و پسره میمیرن اسم رمانم کلت طلایی بود خیلی قشنگ بود
 
امضا : fariba_a

untitled

مدیر بازنشسته
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
12/7/21
ارسالی‌ها
4,133
پسندها
35,892
امتیازها
74,373
مدال‌ها
37
  • #10
عین همیشه اسمش یادم نیس =/
ولی دختره با کسی که دوسش داره ازدواج میکنه و بچه دار میشه
بعد یه نفر جفت پا میپره تو زندگیشون
اون یه نفر دوست دختر قبلی مرد بوده
طلاق و پایان =/
 
امضا : untitled
عقب
بالا