طنز خانوادگی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع A.R دخترآتش
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 646
  • بازدیدها بازدیدها 27,183
  • کاربران تگ شده هیچ

Amin~

کاربر قابل احترام
سطح
52
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
14,014
پسندها
50,128
امتیازها
96,915
مدال‌ها
163
  • #581
توصیه مامانم به من موقع رانندگی :
سر کوچه ها یواش تر بپیچ



شاید اونی که از اون ور میاد بی شعورتر از تو باشه



نفهمیدم به من توهین کرد یا به اون راننده :458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
 
امضا : Amin~

Amin~

کاربر قابل احترام
سطح
52
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
14,014
پسندها
50,128
امتیازها
96,915
مدال‌ها
163
  • #582
بابای شمام
یه جا وسط هال خونه جلوی تلویزیون:458043-d43af67a28506a61aa0e5feb83373c73:
که دوتا بالشتو رو هم گذاشته رو قلمرو اختصاصی خودش می دونه


یا فقط بابای من اینقدر عشقه؟:458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
 
امضا : Amin~
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] FATYMArr

Amin~

کاربر قابل احترام
سطح
52
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
14,014
پسندها
50,128
امتیازها
96,915
مدال‌ها
163
  • #583
یه فامیلی داریم وقتی سحری خواب میمونه
همون موقع که بیدار میشه سحری میخوره
بعد محاسبه میکنه چقدر بعد از اذانه
مثلا اگه یه ساعت باشه
ازون طرف یه ساعت دیر تر افطار میکنه
واقعا خدا با این تنوع بندگانش حوصله ش سر نمیره
 
امضا : Amin~

Amin~

کاربر قابل احترام
سطح
52
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
14,014
پسندها
50,128
امتیازها
96,915
مدال‌ها
163
  • #584
شما چجوری 200 تومن پول جوراب میدید؟









من یه بار جورابمو ۱۰ تومن گرفتم مامانم میگفت هرجا رفتیم سریع کفشتو درار ببینن جوراباتو :458159-cb52a51dde0f659624b862e153db48f9: :458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
 
امضا : Amin~

Amin~

کاربر قابل احترام
سطح
52
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
14,014
پسندها
50,128
امتیازها
96,915
مدال‌ها
163
  • #585


‏الان باز خوبه
یه مدت خونه ما هرکی صبح زودتر بیدار میشد لباسی که بهتر بود رو میپوشید میرفت بیرون


یادمه فردای عروسی داداشم صبح دیدیم لباس دومادیش نیست


بابام از نونوایی اومد دیدیم پوشیده :458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d: :458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
 
امضا : Amin~

mobina84

مدیر بازنشسته
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
2/5/21
ارسالی‌ها
1,262
پسندها
20,398
امتیازها
42,073
مدال‌ها
19
سن
19
  • #586

یبار به مامانم‌گفتم مامان به چه سنی برسم
میتونم بدون اجازه برم بیرون؟
همونجور ک چشاشو ریز کرده بود سوزنو نخ
میکرد گف باباتم هنوز به این مرحله نرسیده~.~
 
امضا : mobina84

mobina84

مدیر بازنشسته
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
2/5/21
ارسالی‌ها
1,262
پسندها
20,398
امتیازها
42,073
مدال‌ها
19
سن
19
  • #587
امروز یه برگه گذاشتم جلوی بابام گفتم امتحان ریاضیمه باید امضا کنی که به معلممون نشون بدم
نمیدونم از کجا فهمید وکالتنامه فروش خونس!
خلاصه دنبال یه چهار دیواری‌ام که فقط بخوابم خورد و خوراکیم ندارم کم غذام، کسی فرزند کم جا کم غذا نمیخواد؟/=
 
امضا : mobina84

Roshanak

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
25/6/20
ارسالی‌ها
10,048
پسندها
23,089
امتیازها
78,373
مدال‌ها
55
  • مدیرکل
  • #588
همینهه
 

(Luna)

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
2,667
پسندها
14,330
امتیازها
40,673
مدال‌ها
23
  • مدیر
  • #589
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﯾﮑﻢ ﺧﻮﺩﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﮐﻨﻢ ☺️☝️



ﺑﻪ مامانم ﮔﻔﺘﻢ:مامااااان ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ دختر ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟ ^__^


ﮔﻔﺖ تجربه نکردم ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ.. برو ﺍﺯ مادر ﺑﺰﺭﮔﺖ ﺑﭙﺮﺱ... ✌
‍♀


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
 
امضا : (Luna)

(Luna)

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
2,667
پسندها
14,330
امتیازها
40,673
مدال‌ها
23
  • مدیر
  • #590
پيامك شوهر به زن...



آروم باش، نترسيا
من از پله هاي اداره افتادم


سرم خورد به نرده ها بيهوش شده بودم


خانم جهانپور زنگ زد
به اورژانس، الان بيمارستانم


دكترا ميگن خونريزي مغزيه


پاي چپ و دنده
راستم شكسته و آرنجم در رفته


گردنم پيچيده و لبم چاك خورده




جواب زن : خانم جهانپور كيه ؟...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : (Luna)

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا