دنباله دار بیاید اینجا رمان‌ها و دلنوشته‌هاتون رو معرفی کنید که هم من بخونم هم بقیه...

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع armıta
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 112
  • بازدیدها بازدیدها 8,545
  • کاربران تگ شده هیچ

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,815
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • نویسنده موضوع
  • #51

Haniye sadat mokhtari

نو ورود
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
18/6/22
ارسالی‌ها
30
پسندها
1,494
امتیازها
9,490
مدال‌ها
6
  • #52
نمی‌دانم کجا هستم! ترس تمام وجود مرا احاطه کرده است. با سرعت بخشیدن به پاهایم تلاش می‌کنم که خودم را از این بیابان که انگار هیچ پایانی ندارد؛ نجات دهم. پسرکی در تیر‌رسِ نگاهم قرار می‌گیرد با خوشحالی به سمت او حرکت می‌کنم اما هرچه تلاش می‌کنم به او نمی‌رسم و صدای او در حالی که بدن نیمه جان زنی را در آغوش گرفته است در سرم می‌پیچد:
-مامان، تورو خدا تنهام نذار! من بدون تو چیکار کنم؟
با صدای خنده ای که می‌شنوم سر جای خود می‌ایستم و تلاش بیهوده خود را برای نزدیک شدن به آن پسرک تمام می‌کنم و به سمت منبع صدا که حالا خنده‌هایش تبدیل به قهقهه شده است؛ نگاهی می‌اندازم. دخترِ زیبایی را می‌بینم که با خوشحالی به نامه داخل دستانش نگاه می‌کند و با قهقهه به دور خودش می‌چرخد.
صدای التماس های پسرک که در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Haniye sadat mokhtari

نو ورود
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
18/6/22
ارسالی‌ها
30
پسندها
1,494
امتیازها
9,490
مدال‌ها
6
  • #53
سلام، رمانم درمورد ۸۰ نفر از دختران و پسران ۲۰ ساله هست که متوجه می‌شوند. از لحاظ احساساتی مثل حس عشق، نفرت، درد... به صورت گروه های چهار نفره با یکدیگر پیوند دارند.
خوشحال می‌شوم اگه به ژانر فانتزی عاشقانه علاقه دارید. رمانم رو مطالعه کنید و درموردش نظر بدید
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] armıta

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,638
امتیازها
44,373
مدال‌ها
21
  • #54
سلاممم واقعا خوشحال میشم بخونید
واقعا هم اگر به فانتزیای متفاوت علاقه داشته باشید خوشتون میاد لینکش هم تو امضام هست
اسمش نوجوانان قهرمانه
فریادی از صخره ها تا فروغ آسمان ها رسید طی سالها به افسانه تبدیل شد.
خلاصه
بنیتا تنها میتوانست آینه‌اش را با حسرت نگاه کند و حقایقی که نمیدانست را به جان بخرد‌‌.
اما در همان نگاه خالی ای که در آینه بود، جواهری پنهانی بود که همچنان میدرخشید؛ فرشته ای که دستش را در سخت ترین نبردش میگرفت، پسری که در پی کشف رازهایش بود، و تمام کسانی که از پشت نگاهش میکردند، همه و همه در آن رنگین کمان میدرخشید...
 
امضا : ملکه جهنمی❄

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,815
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • نویسنده موضوع
  • #55
سلام، رمانم درمورد ۸۰ نفر از دختران و پسران ۲۰ ساله هست که متوجه می‌شوند. از لحاظ احساساتی مثل حس عشق، نفرت، درد... به صورت گروه های چهار نفره با یکدیگر پیوند دارند.
خوشحال می‌شوم اگه به ژانر فانتزی عاشقانه علاقه دارید. رمانم رو مطالعه کنید و درموردش نظر بدید
مطالعه شد.
سلاممم واقعا خوشحال میشم بخونید
واقعا هم اگر به فانتزیای متفاوت علاقه داشته باشید خوشتون میاد لینکش هم تو امضام هست
اسمش نوجوانان قهرمانه
فریادی از صخره ها تا فروغ آسمان ها رسید طی سالها به افسانه تبدیل شد.
خلاصه
بنیتا تنها میتوانست آینه‌اش را با حسرت نگاه کند و حقایقی که نمیدانست را به جان بخرد‌‌...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
2/8/19
ارسالی‌ها
2,539
پسندها
15,638
امتیازها
44,373
مدال‌ها
21
  • #56
امضا : ملکه جهنمی❄

نگار نظری

نویسنده انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
11/4/22
ارسالی‌ها
396
پسندها
3,444
امتیازها
16,763
مدال‌ها
12
  • #57
خلاصه : داراب معتمد یک دیوانه‌ی نابغه است! او سالها پیش تعدادی کودک بی سرپرست را تعلیم داده و از آنها مشتی قاتل ساخته تا بتوانند او را به اهداف شومش برسانند! اما ناگهان اتفاقی پیش‌بینی نشده می‌افتد، دختری به نام صحرا که از همان قاتل های تعلیم دیده است، برنامه‌های داراب را بهم می‌ریزد و درست در زمان غیب شدن داراب قتل‌هایی وحشتناک اتفاق می‌افتد که...

مقدمه: قداست که می‌چرخد و بوی نجاست به خود می‌گیرد!
بی‌گناه دار گناه به گردن می‌آویزد و خشم بلوا به پا می‌کند!
این یک توهم یا تجسم نیست صدای وجدانی‌ است که ذره ذره جان می‌دهد...
اینجا سکوت بوی خون می‌دهد!

پ.ن: دوستان تمام سعیمو کردم که رمان از کلیشه‌ها و تکرار ها دور باشه، رمان پستی بلندی های بسیاری...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : نگار نظری

زهره.ر

رو به پیشرفت
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
20/10/20
ارسالی‌ها
135
پسندها
2,384
امتیازها
11,563
مدال‌ها
8
  • #58
سلام به همه‌ی دوستان یک رمانی.
 
امضا : زهره.ر

armıta

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/6/22
ارسالی‌ها
3,175
پسندها
31,815
امتیازها
69,173
مدال‌ها
51
سن
16
  • نویسنده موضوع
  • #59
سلام به همه‌ی دوستان یک رمانی.

خلاصه : داراب معتمد یک دیوانه‌ی نابغه است! او سالها پیش تعدادی کودک بی سرپرست را تعلیم داده و از آنها مشتی قاتل ساخته تا بتوانند او را به اهداف شومش برسانند! اما ناگهان اتفاقی پیش‌بینی نشده می‌افتد، دختری به نام صحرا که از همان قاتل های تعلیم دیده است، برنامه‌های داراب را بهم می‌ریزد و درست در زمان غیب شدن داراب قتل‌هایی وحشتناک اتفاق می‌افتد که...

مقدمه: قداست که می‌چرخد و بوی نجاست به خود می‌گیرد!
بی‌گناه دار گناه به گردن می‌آویزد و خشم بلوا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Haniye sadat mokhtari

نو ورود
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
18/6/22
ارسالی‌ها
30
پسندها
1,494
امتیازها
9,490
مدال‌ها
6
  • #60
عقب
بالا