| يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم! زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: ! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد ! حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه . مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: … اين خيلي رمانتيكه ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي... |
باید بر عکس باشه اشتب نوشنی دخترا اعتراض کنید اینطوری پیش بدرم میریم جاده خاکی نه اینامرد به خدا گفت چرا زن رو آفريدي؟
خدا ميگه:واسه اينکه تو خوشت بياد!
ميگه:چرا چشمش رو خمار کردي؟
خدا ميگه:واسه اينکه تو خوشت بياد
ميگه:چرا موهاشو ابريشمي کردي؟خدا ميگه:واسه اينکه تو خوشت بياد!
ميگه:چرا عقلشو یک کم کمتر آفريدي!
خدا ميگه: واسه اينکه از تو خوشش بیاد
خانوما بریزین وسط ❤️
.
atia