شاعر‌پارسی اشعار سعید کنف چیان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 253
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,438
پسندها
48,972
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
ای متولد آتش این آتشکده
به تماشا نشسته ام
در ورای حریق این ستارگان چه نزدیکی
دژخیم صفتان چه می کنند، چه می گویند، چه می خواهند
آیا روشنایی را نمی بینند
همه لاف روشنفکری می زنند
و نیستند و هستند
تنها عابری با چراغی در دست
باز خواهی یافت خود را در دامن بی صفتان
بازآیی بر آن اصل
همچون موسی نزد فرعونیان
سرشتت نگاشته گشته
ولی بسی رنج، عذاب، درد
رنجت را مرهم نهم
عذابت را خریدارم
و دردت طناب دار است بر گردنم
صلیبی است که بر دوش کشم
فقط بگذار به تماشا بنشینم
تا همه مهر گردم
آتش گردم
عشق را به دوستی بسپارم
و خود را به تو
تا اخلاص را عبادت کنم
که من
به تماشا نشسته ام
به تماشای تو
به تماشای خود .
 
امضا : Eccedentesiast
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,438
پسندها
48,972
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #2
مرده ام
سر راهی بی راه
که چه هستم آیا
که چه خواهم باشم
خسته ام
حزن و اندوه، رفقیم هستند
گریه ام‌ بارانیست
کوچه ای خلوت است
جویباری پر خشم
لب پنجره دل دعایی کردم
که بیاید و بماند
سر راهم بگیرد و بخواند
آن سرود لبخند
تا بگریم
و بمیرم
که اعجاز همین است
لبخند برای مردن .
 
امضا : Eccedentesiast
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA
عقب
بالا