- تاریخ ثبتنام
- 29/8/24
- ارسالیها
- 127
- پسندها
- 368
- امتیازها
- 1,903
- مدالها
- 4
- نویسنده موضوع
- #121
چند ساعتی از ترک کردن عمارت میگذرد که با زنگ خوردن گوشیش، اسم سعید روی صفحه نمایان میشود.
- ال... .
- کجایی سیوان؟
صدای نگران سعید، او را میترساند.
-چهارساعت دیگه میرسم. اتفاقی افتاده؟
- ببین اصلاً هول نکن ولی... .
مکث و نفس زدن سعید، به ترسش دامن میزند و با صدایی که با بیان هر کلمه بالا میرود، میغرد:
- حرف بزن سعید! چیشده؟
- طرحها... طرحها لو رفتن.
توقف ناگهانی ماشین با بوقهای کشدار ماشینها هم زمان میشود.
- معلوم هست چی میگی؟ چطوری؟ اونها حتی تایید نهایی هم نشدن؟
- کل صفحههات از لباس و کیف و کفش با همون طرح و پارچه در شده. نمیدونم از کجا ولی درز کرده. هیچ کاریش نمیشه کرد، هیچ کاری.
قبل از رسیدن به دوربرگردان، خلاف جهت و بدون توجه به بوق ماشینها میراند.
- دارم...
- ال... .
- کجایی سیوان؟
صدای نگران سعید، او را میترساند.
-چهارساعت دیگه میرسم. اتفاقی افتاده؟
- ببین اصلاً هول نکن ولی... .
مکث و نفس زدن سعید، به ترسش دامن میزند و با صدایی که با بیان هر کلمه بالا میرود، میغرد:
- حرف بزن سعید! چیشده؟
- طرحها... طرحها لو رفتن.
توقف ناگهانی ماشین با بوقهای کشدار ماشینها هم زمان میشود.
- معلوم هست چی میگی؟ چطوری؟ اونها حتی تایید نهایی هم نشدن؟
- کل صفحههات از لباس و کیف و کفش با همون طرح و پارچه در شده. نمیدونم از کجا ولی درز کرده. هیچ کاریش نمیشه کرد، هیچ کاری.
قبل از رسیدن به دوربرگردان، خلاف جهت و بدون توجه به بوق ماشینها میراند.
- دارم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش