- تاریخ ثبتنام
- 29/8/24
- ارسالیها
- 127
- پسندها
- 368
- امتیازها
- 1,903
- مدالها
- 4
- نویسنده موضوع
- #101
از گوشهی چشم نگاهی به سعید میاندازد.
- دستت رو عقب بکش! هنوز اونقدر بیشرف نشدم که دست روی زن بلند کنم.
عزیز عصایش را زمین میگذارد و با سری بالا گرفته لب میزند:
- میشنوم.
- میخوام با روناک حرف بزنم.
عزیز به روناک نیم نگاهی میاندازد و روناک ترسیده سر بالا میاندازد.
- آرومتر که شدی... .
سیوان نیش خندی میزند و میان حرف عزیز میدود:
- دارم میرم شیراز.
روناک بازوی خاتون را چنگ میزند.
روناک:
- خاتون.
سیوان قدمی جلو میگذارد و باز هم صدای جیغ روناک بلند میشود.
- بی خودی جیغ نزن! مظلوم بازی هم درنیار که پُرم روناک پُر، اینقدر پُرم که دلم میخواد تو و اون نخالهی بیعرضه رو با هم آتیش بزنم.
انگشت اشارهاش را اخطاروار مقابل روناک میگیرد.
- برگشتیم با هم حرف میزنیم. دربارهی همه چیز...
- دستت رو عقب بکش! هنوز اونقدر بیشرف نشدم که دست روی زن بلند کنم.
عزیز عصایش را زمین میگذارد و با سری بالا گرفته لب میزند:
- میشنوم.
- میخوام با روناک حرف بزنم.
عزیز به روناک نیم نگاهی میاندازد و روناک ترسیده سر بالا میاندازد.
- آرومتر که شدی... .
سیوان نیش خندی میزند و میان حرف عزیز میدود:
- دارم میرم شیراز.
روناک بازوی خاتون را چنگ میزند.
روناک:
- خاتون.
سیوان قدمی جلو میگذارد و باز هم صدای جیغ روناک بلند میشود.
- بی خودی جیغ نزن! مظلوم بازی هم درنیار که پُرم روناک پُر، اینقدر پُرم که دلم میخواد تو و اون نخالهی بیعرضه رو با هم آتیش بزنم.
انگشت اشارهاش را اخطاروار مقابل روناک میگیرد.
- برگشتیم با هم حرف میزنیم. دربارهی همه چیز...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.