- تاریخ ثبتنام
- 31/7/24
- ارسالیها
- 713
- پسندها
- 2,010
- امتیازها
- 13,073
- مدالها
- 11
- سن
- 18
- نویسنده موضوع
- #21
چشمهای خود را گشود و سرش را بالا فکند.
- از این تخفیف، دیگه چه بهتر؟ هوم؟
موج عظیمی اخم هم در کنار ابرواناش نهاد.
- یا میتونم بهت تخفیف ندم، چطوره؟
سرش را کمی به چپ و راست به حرکت درآورد.
- هوم؟
محمود عصبی میشود و با دست آزادش محکم بر میز چوبی میکوبد.
- من تخفیف شما رو نمیخوام!
طهورا نیز همانند او، هم زمان بر روی میز کوبید و فریاد زد:
- از اول هم یک بیخاصیت به تمام معنا بودی!
محمود با کنایه به سخن درایید:
- حاضرم یک بیخاصیت به تمام معنا باشم تا اینکه بهم ده سال تخفیف بدین!
محمود داشت از طهورا سوءاستفاده میکرد تا بلکه بسیار فراوان بیشتر از آنچه که هست باجگیری نماید.
نفس عصبیاش را به بیرون منتقل کرد و نیز گفت:
- چه قدر تو پررویی!
از سرجای خود برخاست و دستهای...
- از این تخفیف، دیگه چه بهتر؟ هوم؟
موج عظیمی اخم هم در کنار ابرواناش نهاد.
- یا میتونم بهت تخفیف ندم، چطوره؟
سرش را کمی به چپ و راست به حرکت درآورد.
- هوم؟
محمود عصبی میشود و با دست آزادش محکم بر میز چوبی میکوبد.
- من تخفیف شما رو نمیخوام!
طهورا نیز همانند او، هم زمان بر روی میز کوبید و فریاد زد:
- از اول هم یک بیخاصیت به تمام معنا بودی!
محمود با کنایه به سخن درایید:
- حاضرم یک بیخاصیت به تمام معنا باشم تا اینکه بهم ده سال تخفیف بدین!
محمود داشت از طهورا سوءاستفاده میکرد تا بلکه بسیار فراوان بیشتر از آنچه که هست باجگیری نماید.
نفس عصبیاش را به بیرون منتقل کرد و نیز گفت:
- چه قدر تو پررویی!
از سرجای خود برخاست و دستهای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر