شایسته مجموعه اشعار مرثیه‌های خاموش | میراث کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Hafez
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 19
  • بازدیدها بازدیدها 403
  • کاربران تگ شده هیچ

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #1
هوالرازق
نام مجموعه: مرثیه‌های خاموش
تگ: برگزیده
نام شاعر: حافظ وطن دوست (میراث)
قالب اشعار: غزل و رباعی
مقدمه:
من در این جا ز غم عشق تو شاعر شده‌ام
جان خویش از وجود پاک تو دایر شده‌ام
رو به من نمی‌کنی، دل به دلم نمی‌دهی
ای دریغا که درین سلسه آخِر شده‌ام​
 
آخرین ویرایش
امضا : Hafez

ₕₒᵣzₐd

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
28/12/21
ارسالی‌ها
851
پسندها
6,948
امتیازها
22,273
مدال‌ها
25
  • مدیر
  • #2

•| بسم رب العشق |•
1000008755.jpg

ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.

"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ₕₒᵣzₐd

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #3
نگارینا دل و جانُم تی قِربون
دلُم در بند عشقت شد پریشون
مو از اون روزی که دیدُم جمالت
به پیشُم شد تمام هستی وِیرون
دگر منطق نِدارُم در بساطُم
که عقلُم از سرُم پاشیده بیرون
نسیم کوی تِه این عاشقان رِه
بکرد مس*ت از خودش چون بوی ریحون
بیو که این دلُم طاقِت نِدارِه
غم عشقت دلُم رو کرده حیرون​
 
آخرین ویرایش
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #4
دلا دیدی که آن چشمان مشکین
چه غم انداخت درین احوال غمگین
در این تاریکی و آشوب و ظلمت
بزد تیر وداع بر قلب مسکین
به جای درک این کابوسِ رویا
هنوز هم مانده‌ام بر یاد نسرین
دگر جان مرا طاقت نمانده
به زیر آوار هجران سنگین
نگارا اندرین محراب عشقت
شدم مجنون رویاهای رنگین​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #5
نگارا اندکی ای کاش باشی مهربان با من
مدارا کنی با این دل مثل عاشقان با من
نهانی چند سخن از دل برون دادم به تو اما
به جای تو سخن می‌گفت خیالاتم شبان با من
امان از درد هجرانت مرا می‌سوزانَد هر دم
بیا که گر نباشی تو نمی‌مانَد توان با من
دمی نفرین به این عشق که مرا از حال و روز انداخت
ولی همراه نشد این دل، نمیخوانَد زبان با من
عزیز من یقین باشد وصال تو برای من
هزاران بار می‌گویم بمان با من بمان با من​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #6
نظرت هست که قهر با دل من سنگین است
از زمانی که رفتی دل من غمگین است
من مدام م**س.ت خیالم درین جا اما
یاد توست شبانه بر سرم بالین است
ساز این قهر به دور کن ای نسرینم
روزگاری‌ست در این امر، جهان، مشکین است
درون ساغرت چیست که با یک جرعه
زخم را التیام و درد را تسکین است
زهر تلخت اگر جام ش*ر..اب هم باشد
هر چه از دوست رسد برای من شیرین است
صاحبا باش درین منظره آرام بگیر
نام دلبر به هر کنجِ لوحِ سیمین است​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #7
آن قدر جان من از عشق تو لبریز بشد
کز وجودم، چشمه‌ی نامت سراریز بشد
صدهزاران تشنه نوشیده‌اند زین چشمه
یک جهان زین حادثه خاطره‌انگیز بشد​
 
آخرین ویرایش
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #8
بر فشان عطر دمت را تا بیاسایم دمی
زان میِ نابِ لبت جامی بنوشانم همی
ساقی از میخانه باز آ تا بنوشم جام می
این دل سرگشته دارد آرزوی مرهمی
درد دل با کس نگفتم جز خیال بی‌غمی
عمر بگذشت ندیدم در جهان چون آدمی
در غم عشقت سوزم همچو شمعی هر شبی
تا سحر نالم ز هجران، تو نپرسی از غمی
صاحب ار در وصفت شعری سرود از جان و دل
تا که شاید بشنوی از دلِ شیدا کمی​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #9
شهره شدم ز عشق تو به مردمان هر طرف
چه آبی‌های بی‌کران چه دشت‌های خوش علف
رها نمیکنم ولی موج مراد عشق تو
گر برود ز دست من در عاقبت همی شرف
ای بیا نوای من، جان من و عزیز من
تا نشود درین خیال بیهوده عمر من تلف
رها نمیکند مرا شراره‌های خاطرت
ای نهان ز دیده‌ام چو مروارید در صدف
از غم عشقت شدم شاعر سرزمین دل
صاحبم کز عشق تو دادم جان و دل ز کف​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,062
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #10
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
دگر مرا فراق تو مجال نمی‌دهد
یک دنیا حسرت را به جام سر می‌کشم بی تو
نظیر ندیده است کسی مثال چشمانت
بیا ای ماه تابانم، در آتشم بی تو
عمری شبان به حسرت وصال عشق تو
درون خواب چه بوسه‌ها که می‌کشم بی تو
چنان گرفته خو دلم به انتظار تو
مدام قدم به وصل تو به کوششم بی تو
تو نیستی و زمان، ایستاده در غمم
خود را ز یاد من برده‌ام، فراموشم بی تو
به من نگو که این فراق، وصال نمی‌شود
این آرزو را من به گور می‌سپارمش بی تو​
 
امضا : Hafez
عقب
بالا