- تاریخ ثبتنام
- 7/4/26
- ارسالیها
- 66
- پسندها
- 746
- امتیازها
- 3,623
- مدالها
- 7
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
نام اثر: مامان و قرصهای افسردگی
شاعر: صابر
قالب: سپید
مقدمه:
میخواستم تو را به زندگی برگردانم
حالا مثل مردهای هزار ساله
عمیقتر در خاک فرو میروم
ما انگار جهان را از دریچههای گذشته نگاه میکردیم
که همه چیز سیاه و سفید بود
و موسولینی گوشهی تصویر سیگار میکشید.
تو به همه با چشمانی خاکی مینگریستی
ولی با من چشمانت را زمین گذاشتی
تا با حدقههای خالی خیره شوی
ستارهها را در مشت گرفته بودم
تا برایت بیاورم
حالا پوستم از تیزی ضلعهاشان زخم برداشته
میخواستم تو را به زندگی برگردانم
اما تو قرصها را برداشته بودی
تا به مرگ برگردی
شاعر: صابر
قالب: سپید
مقدمه:
میخواستم تو را به زندگی برگردانم
حالا مثل مردهای هزار ساله
عمیقتر در خاک فرو میروم
ما انگار جهان را از دریچههای گذشته نگاه میکردیم
که همه چیز سیاه و سفید بود
و موسولینی گوشهی تصویر سیگار میکشید.
تو به همه با چشمانی خاکی مینگریستی
ولی با من چشمانت را زمین گذاشتی
تا با حدقههای خالی خیره شوی
ستارهها را در مشت گرفته بودم
تا برایت بیاورم
حالا پوستم از تیزی ضلعهاشان زخم برداشته
میخواستم تو را به زندگی برگردانم
اما تو قرصها را برداشته بودی
تا به مرگ برگردی
آخرین ویرایش
