• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان جرمی که پیش از ما آغاز شد | آنجلیکا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ~YEGANEH
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 5
  • بازدیدها بازدیدها 96
  • کاربران تگ شده هیچ

~YEGANEH

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
347
پسندها
1,226
امتیازها
8,533
مدال‌ها
13
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
نام رمان:
جرمی که پیش از ما آغاز شد
نام نویسنده:
یگانه
ژانر رمان:
معمایی، عاشقانه
کد رمان: 5754
ناظر: @miss_marynovel


خلاصه:
در شب تولد، صدای شادمانی به فریاد بدل می‌شود.
دختری با گذشته‌ای رنگی، در یک لحظه خاکستری می‌شود.
فرار از وطن، فرار از خاطره، اما نه از حقیقت.
بازگشت با قلبی یخ‌زده و چشمانی که فقط انتقام را می‌بینند.
اما قاتل، همیشه همان کسی نیست که فکر می‌کنی.
عشق، گاهی نقاب نفرت است و نفرت، گاهی راهی به عشق.
رازهایی که با هر پرده‌برداری، گذشته را دوباره زنده می‌کنند.
در بازی انتقام، مهره‌ها جابه‌جا می‌شوند و دل‌ها به بند کشیده می‌شوند.
و در پایان، شاید آرامش از دل خون و عشق سر برآورد... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : ~YEGANEH

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,438
پسندها
48,984
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • مدیرکل
  • #2
1000068220.webp

«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

~YEGANEH

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
347
پسندها
1,226
امتیازها
8,533
مدال‌ها
13
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
مقدمه

دنیا رو از پشت یه شیشه مات و سرد می‌بینم.
انگار یه نفر با چاقو سینم رو سوراخ کرده و همه جون و زندگیم رو ازش بیرون کشیده.
آتشی که تو دلم روشنه، شعله‌اش نمی‌سوزونه؛ مثل یخ، سرده و تیز.
بعضی وقتا به دستام نگاه می‌کنم و با خودم فکر می‌کنم اصلاً مال منن یا مال اون دختره مرده تو گذشته؟
غمم مثل یه چیز لجن و سیاه شده که نه می‌ره نه می‌مونه؛
همیشه همینه، توی دلم سنگینی می‌کنه و هر بار که مصنوعی می‌خندم، یه جای روح یخ‌زدم بازم زخمی می‌شه.
بعضی وقتا نفس کشیدنم یادم می‌ره و انگار دارم هوا رو بی‌هدف تو ریه‌هام می‌کشم.
آرامش برام یه چیز مسخره‌ست، مثل قصه‌هایی که برای بچه‌های مردم می‌گن.
فقط فکر انتقامه که این خلأ کثیف رو پر کرده، یه نقطه ثابت تو این همه گنگی.
 
امضا : ~YEGANEH

~YEGANEH

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
347
پسندها
1,226
امتیازها
8,533
مدال‌ها
13
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
پارت 1

همون‌طور که نگاهم به سنگ قبرهای مامانم و خواهرم بود، سیگارم رو که تمام شده‌بود؛ زیر پام له کردم.
- هنوز شعله‌های آتش زیر خاکستر روشن هستند، مهناز جون.
بغض توی گلوم سنگینی می‌کرد. با بستن پلک چشمام، اشکی از چشمام ریخت. با صدای پر بغض گفتم:
- دلوین خواهری، دلم برای شوخی‌ها و خنده‌هات تنگ شده.
نمی‌دونم چند نخ سیگار کشیدم، اما با حس کردن لرزشی در جیب شلوارم، موبایلم رو درمیارم، به شماره نگاهی می‌ندازم و سرد جواب می‌دم :
- بله؟
سیاوش: پیداش کردم، بیا خونه.
پوزخندی می‌زنم. بالاخره تقاص پس میدی بهادر خان.
- اوکی.
سریع سوار موتور سوزوکی دویست قرمزم میشم و با سرعت به سمت خونه سیاوش حرکت می‌کنم.
زنگ خونشون رو می‌زنم. نگهبان در رو باز می‌کنه و بدون حرفی داخل عمارت می‌شم. به سمت اتاقش میرم و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : ~YEGANEH

~YEGANEH

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
347
پسندها
1,226
امتیازها
8,533
مدال‌ها
13
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
پارت 2
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~YEGANEH

~YEGANEH

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/25
ارسالی‌ها
347
پسندها
1,226
امتیازها
8,533
مدال‌ها
13
سن
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
پارت 3
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~YEGANEH

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا