تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 11 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 11
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
زردها بی خود قرمز نشده اند

قرمزی رنگ نینداخته ست

بی خودی بردیوار.

صبح پیدا شده ازآن طرف کوه«ازاکو» اما

«وازنا» پیدا نیست.

گرته ي روشني مرده ي برفی همه کارش آشوب

برسرشیشه ي هر پنجره بگرفته قرار

«وازنا» پیدا نیست

من دلم سخت گرفته ست از این

میهمانخانه ي مهمان کش روزش تاریک

که به جان هم نشناخته انداخته ست

چند تن خواب آلود !

چند تن ناهموار !

چند تن نا هشیار !.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به توصیف احساسات عمیق شاعر و وضعیت‌های مختلف زندگی می‌پردازد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. زردها و قرمزها: شاعر در اینجا به رنگ‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که زردها بدون دلیل به قرمز تبدیل نشده‌اند. این ممکن است به تغییرات ناگهانی در زندگی یا احساسات اشاره داشته باشد.
2. صبح و کوه‌ها: شاعر از صبحی صحبت می‌کند که از طرف کوه «ازاکو» پیدا شده، اما «وازنا» (جایی دیگر) هنوز پیدا نیست. این ممکن است نمادی از امید و روشنایی باشد که هنوز به برخی مناطق نرسیده است.

3. آشوب و سکوت: او به تصویر مرده‌ای برفی اشاره می‌کند که همه‌چیز را در آشوب قرار داده است. این تصویر ممکن است به سردی و بی‌حالی در زندگی اشاره کند. شیشه‌های پنجره‌ها نیز نشان‌دهنده جدایی و فاصله از دنیای بیرون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا