تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره ۲۸ اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
هست شب یک شبِ دم کرده و خاک

رنگِ رخ باخته است.

باد، نو باوه ی ابر، از بر کوه

سوی من تاخته است.

هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،

هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را.

با تنش گرم، بیابان دراز

مرده را ماند در گورش تنگ

به دل سوخته ی من ماند

به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!

هست شب. آری، شب.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به تصویر کشیدن احساسات عمیق و تنهایی در دل شب می‌پردازد. بیایید هر بخش از شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. هست شب یک شبِ دم کرده و خاک: شب به گونه‌ای است که گرم و سنگین به نظر می‌رسد. این توصیف نشان‌دهنده حالتی خفه و بی‌تحرک است.

2. رنگِ رخ باخته است: رنگ و زیبایی شب کم‌رنگ شده و حالتی غمگین دارد.

3. باد، نو باوه ی ابر، از بر کوه سوی من تاخته است: باد به سمت شاعر می‌آید و ابرها را جابه‌جا می‌کند، این تصویر نشان‌دهنده حرکت و تغییر در شب است.

4. هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا: شب شبیه به یک بدن گرم و ورم کرده است که در هوای سنگین ایستاده. این توصیف احساس سنگینی و گرما را منتقل می‌کند.

5. هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را: به خاطر این حالت، شب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا