شاعر‌پارسی اشعار یدالله گودرزی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع •HOORYA•
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 7
  • کاربران تگ شده هیچ

•HOORYA•

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
979
پسندها
17,544
امتیازها
37,073
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
چمدانی از ابر
برای سرسختیِ مردی که
رو در روی باد ایستاده است
و اراده ای از کوه
برای کفشهایش
که از رفتن کوتاه نمی آید!
رو در روی بارانها و توفانها
در نبردی نابرابر
به راه زده ام،
باد کلاهم را بر می دارد
شالم را می دزدد
و جاده ها ، مثل کلافِ سر در گُم
به پَرو پایم می پیچند
تا عاقبت مرا
از پا بیندازند.
 
امضا : •HOORYA•

•HOORYA•

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
979
پسندها
17,544
امتیازها
37,073
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
بیا مثل باران هوایی شویم
پر از لحظه های رهایی شویم
ازاین تیرگی خسته شد قلب ما
بیا عازم روشنایی شویم
وفادار باشیم با یکدگر
که تا دشمن بی وفایی شویم
سکوت من وتو پر از نیستی است
صدایی پراز هم صدایی شویم

به آیین آیینه ها رو کنیم
برای رفیقان فدایی شویم
بپیچان دلت را میان غزل
بیا عشق من! مومیایی شویم
به درگاه باران نیایش کنیم
بیا این سحر را خدایی شویم.
 
امضا : •HOORYA•

•HOORYA•

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
7/7/20
ارسالی‌ها
979
پسندها
17,544
امتیازها
37,073
مدال‌ها
24
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
در شنبه ترین روزِ جهان از تو سرودم
تا جُمعه ترین ثانیه همراه تو بودم

یک هفته پر از هلهله ی نام تو گشتم
یک هفته پراز وسوسه گردید وجودم

گرچه دل تو سختتر از سختترین بود
راهی به دماوندترین کوه گشودم !

از پنجره ی اشک به قلبِ تو رسیدم
آیینه تَرَک خورد به هنگام ِ ورودم !
با آنکه قناری تر از آواز، تو بودی
من غیر ِ سکوت از لبِ لعلت نشنودم

نام از تو نبردم نکند شهر بداند
از بس که من از بُردنِ نام تو حسودم!

رودی شده ام وازَده در معرضِ توفان
از زلزله ی آبیِ این عشق، کبودم !

تو شعرترین شعرترین شعرِ جهانی
من شاعرِ گُنگی که فقط از تو سرودم!
 
امضا : •HOORYA•
عقب
بالا