تمرین تمرین نویسندگی [1]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -SETAREH-
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 5
  • بازدیدها بازدیدها 87
  • کاربران تگ شده هیچ

-SETAREH-

نویسنده افتخاری
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,442
پسندها
32,809
امتیازها
80,773
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #1
با سلام...
در این تاپیک، قراره به شما یه جمله بدم و ادامه‌اش رو به قلمتون بسپارم.

جمله‌ی زیر رو ادامه بده:
«وقتی فهمیدم هیچکس قرار نیست برای نجاتم کاری کنه...،»
 

-SETAREH-

نویسنده افتخاری
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
13/7/19
ارسالی‌ها
5,442
پسندها
32,809
امتیازها
80,773
مدال‌ها
51
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #2
وقتی فهمیدم هیچکس قرار نیست برای نجاتم کاری کنه، خودم رو به لبه‌ی پرتگاه رسوندم. نه برای خودکشی، بلکه برای دور انداختن آدم‌هایی که فقط احساس ناامنی بهم می‌دادن!
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,095
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #3
آدم‌هایی که مرتب دوست دارند تو اونارو ببخشی و مهربون باشی مرتب میگن توقوی هستی دوباره بلند میشی...
فهمیدم اول باید عاشق خودم باشم.
 

setayesh

پرسنل مدیریت
سرپرست عمومی
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
4/8/21
ارسالی‌ها
6,942
پسندها
44,375
امتیازها
88,276
مدال‌ها
82
سن
17
  • مدیر
  • #4
وقتی فهمیدم هیچکس قرار نیست برای نجاتم کاری کنه، سکوتی عمیق درونم نشست. اما این سکوت، خالی نبود؛ پر بود از پژواک صدایی که همیشه نادیده‌اش گرفته بودم.
صدای مهیبی که یادآور منی زخمی بود. منی که برای من التیام بود!
 
امضا : setayesh

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,095
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #5
احساس کردم باید دنبال مرهمی باشم برای زخمهام
روبه آسمان چشم گشودم یک آهی از ته دل کشیدم ناگهان احساس کردم دارم بال درمیارم یه حس بالارفتن و صعود کردن.
منِ وجودیهِ خودم بود داشت هشدار میداد بلندشو ازشون فاصله بگیر احتیاج به غار تنهایی خودت داری...
 
آخرین ویرایش

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,045
پسندها
27,095
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #6
به همونایی که همیشه تکیه گاهشون بودم گفتم لطفا راحتم بزارید یه مدتی میخوام به دیواری که اطراف خودم کشیده بودم تکیه بدم واون بشه تکیه گاه من...
نگران نباشید من هنوز هم قوی هستم ...
من همونم که بدون چتر زیر باران رقصیده‌ام...
 

موضوعات مشابه

عقب
بالا