ضرب‌المثل تاپیک جامع معانی ضرب‌المثل‌ها

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع زهـرا دلاریـᥫ᭡
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 16
  • بازدیدها بازدیدها 1,124
  • کاربران تگ شده هیچ

زهـرا دلاریـᥫ᭡

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
7,539
پسندها
10,726
امتیازها
62,673
مدال‌ها
41
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
در ادامه با معنی و مفهوم این اصطلاح فارسی آشنا می شوید.

کف دستم را بو نکرده بودم کنایه از چیست؟​

۱- یعنی من که از غیب خبر نداشتم و نمی دانستم چنین اتفاقی خواهد افتاد (وگرنه تدابیر دیگری می اندیشیدم!)

۲- ظاهرا این اصطلاح مربوط به زمان های گذشته است؛ هنگامی ساحران و پیشگویان با نگاه کردن به کف دست کسی می توانستند اتفاق مهمی که در آینده نزدیک برای آن شخص رخ می دهد را پیشگویی کنند.

به همین دلیل وقتی کسی این اصطلاح را به کار می برد، یعنی من پیشگویی بلد نیستم و نمی توانم آینده نگری کنم.

۳- معمولا این اصطلاح را زمانی به کار می برند که شخصی کار خطایی کرده و نتیجه زیان باری از آن حاصل شده است که موجب پشیمانی او گشته. وقتی کسی او...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

زهـرا دلاریـᥫ᭡

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
7,539
پسندها
10,726
امتیازها
62,673
مدال‌ها
41
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2

کارد به استخوان رسیدن کنایه از چیست؟​

کارد یا همان چاقو، وسیله تیزی برای بریدن چیزی است. معمولا از این واژه در اصطلاحات فارسی به منظور رساندن معنایی کنایی نیز استفاده می شود؛ مثلا دو نفر که با هم دشمنی و خصومت شدیدی دارند به آنها گفته می شود: این دو مثل کارد و پنیر اند!

یا همین اصطلاح کارد به استخوان رسیدن:

۱- کنایه از رنج و گرفتاری شدید برای شخص است که او را به ستوه می آورد و ممکن است مجبور به انجام کارهایی شود که مورد پسند خودش هم نباشد. مثل دعوا راه انداختن، کتک زدن کسی و …!

۲- شاید برای خیلی از شما اتفاق افتاده باشد که موقع پوست کندن میوه یا خرد کردن چیزی با چاقو دست خود را بریده باشید. گاهی این زخم سطحی است و فقط یک...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

زهـرا دلاریـᥫ᭡

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
21/8/19
ارسالی‌ها
7,539
پسندها
10,726
امتیازها
62,673
مدال‌ها
41
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3

اصطلاح گندم نمای جو فروش کنایه از چیست؟​

۱- کنایه از متقلّب و دورو بودن کسی است.

۲- اگر به جو و گندم دقت کرده باشید، از لحاظ ظاهری شبیه هم اند و اگر کسی تازه کار باشد شاید به جای خرید گندم، جو بخرد و فرقشان را هم تشخیص ندهد! بنابراین درجایی که دو چیز شبیه هم اند و تشخیص و تمایز آنها از یکدیگر دشوار بوده و نیاز به تجربه دارد، به گندم و جو تشبیه می کنند.

۳- معمولا این ضرب المثل را در جایی به کار می برند که فروشنده ای با حیله و کلک، جنس نامرغوب خود را به اسم جنس مرغوب و با قیمت فراوان به مشتری می فروشد و کلی هم تعریف می کند. مشتری بعدا که متوجه می شود که گول خورده است، با عصبانیت این اصطلاح را درباره آن شخص به کار می برد.

۴- البته...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Your Pluto

نو ورود
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,355
پسندها
17,803
امتیازها
46,873
مدال‌ها
33
  • محروم
  • #4
در فارسی روزمره، بعضی عبارت‌ها آنقدر جا افتاده‌اند که بدون فکر از آن‌ها استفاده می‌کنیم، اما وقتی بخواهیم دقیق توضیحشان بدهیم، می‌بینیم لایه‌های زیادی دارند. «از هفت خان گذشتن» یکی از همین عبارت‌هاست. این جمله را وقتی به کار می‌بریم که کسی برای رسیدن به یک هدف، مسیر سخت و پرمانعی را طی کرده باشد، مسیری که انگار با یک مشکل تمام نمی‌شود و پشت سر هر مانع، مانع دیگری منتظر است.
ریشه این عبارت به ادبیات حماسی ایران و داستان‌های شاهنامه برمی‌گردد و همین باعث می‌شود هم رنگ اسطوره داشته باشد و هم در گفتار امروز، کاملاً کاربردی و ملموس باشد. در این مقاله، معنی دقیق «از هفت خان گذشتن» را روشن می‌کنم، درباره خاستگاه آن صحبت می‌کنم، فرقش را با عبارت‌های نزدیک توضیح می‌دهم، و نشان می‌دهم چطور و کجا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Your Pluto

Your Pluto

نو ورود
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,355
پسندها
17,803
امتیازها
46,873
مدال‌ها
33
  • محروم
  • #5

کاربرد درست در گفتار و نوشتار

این عبارت زمانی بهترین اثر را دارد که واقعاً «سختی‌های پی‌درپی» در کار باشد. اگر کسی فقط یک مشکل کوچک را حل کرده، استفاده از «هفت خان» اغراق‌آمیز می‌شود و ممکن است مخاطب حس کند گوینده می‌خواهد بی‌دلیل بزرگ‌نمایی کند. اما اگر فردی مجبور بوده بارها تلاش کند، چند بار رد شود، دوباره مدارک آماده کند، زمان بگذارد، هزینه کند و بالاخره موفق شود، این اصطلاح دقیقاً همان حس تجربه را منتقل می‌کند.
در نوشتار، «از هفت خان گذشتن» معمولاً برای تاکید بر دشواری مسیر به کار می‌رود. در داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری و حتی متن‌های آموزشی هم می‌تواند به‌عنوان یک استعاره روشن استفاده شود، به شرطی که متن بیش از حد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Your Pluto

Your Pluto

نو ورود
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,355
پسندها
17,803
امتیازها
46,873
مدال‌ها
33
  • محروم
  • #6

مثال‌های کاربردی در زندگی روزمره

در زندگی امروز، موارد زیادی هست که مردم ناخودآگاه از همین استعاره استفاده می‌کنند. کسی که برای گرفتن یک وام، مجبور شده چندین بار مدارک تکمیل کند، ضامن پیدا کند، استعلام بگیرد، نوبت بگیرد و هفته‌ها پیگیری کند، معمولاً در پایان می‌گوید «واقعاً از هفت خان گذشتم». یا کسی که برای مهاجرت، پذیرش تحصیلی یا یک مجوز کاری، ده‌ها مرحله و آزمون را پشت سر گذاشته، همین عبارت را مناسب می‌بیند.
در حوزه درمان هم همین است. بیماری طولانی با آزمایش‌های متعدد، مراجعات پی‌درپی، تغییر دارو و سختی‌های جسمی و روحی، در ذهن افراد شبیه یک مسیر چندمرحله‌ای است. نتیجه این می‌شود که خانواده یا خود فرد برای توصیف آن مسیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Your Pluto

Your Pluto

نو ورود
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,355
پسندها
17,803
امتیازها
46,873
مدال‌ها
33
  • محروم
  • #7
معنی ضرب المثل پیش غازی و معلق‌بازی (کاربرد، ریشه و شکل دیگر)
این ضرب‌المثل در مورد افرادی به کار می‌رود که قدر هر چیزی را که دارند ندانسته، و هنگامی که ان را از دست بدهند و یا در خطر از دست دادنش قرار بگیرند، آنگاه متوجه ارزش آن دارایی می‌شوند. حال این دارایی ثروت باشد یا دوستان و نزدیکان ارزشمند و یا سلامتی و آرامش و ……تفاوتی نمی‌کند و نیز فرقی ندارد که مقدار آن چه میزان باشد.

ریشه ضرب‌المثل در این حکایت “سعدی” می‌باشد:

پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام، دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده. گریه و زاری درنهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Your Pluto

Your Pluto

نو ورود
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,355
پسندها
17,803
امتیازها
46,873
مدال‌ها
33
  • محروم
  • #8
ضرب المثل های ملت ها روایت هایی از گذشته هستند که بسیاری از عادات و روحیات آن ملت و چه بسا انسان های مختلف را بیان می‌کنند و نکته و عبرت و توصیه ای در خود دارند. یکی از آن ها ضرب المثل آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی است. با هم ریشه و معنای این ضرب المثل را بخوانیم.

آفتابه و لگن در زمان قدیم وسایلی مرسوم برای شستن دست و صورت بوده است. زمانی که مردم با دست غذا می خوردند، رسم بود پیش از غذا خوردن دست ها را با آفتابه و لگن می شستند.
در میهمانی ها فرد یا افرادی از طرف میزبان، آفتابه و لگن را سر سفره می آوردند، آن را پیش یک یک مهمان ها می بردند و لگن را زیر دست هر یک می گرفتند و با آفتابه آب می ریختند تا مهمان ها دست هایشان را بشویند و با حوله خشک کنند.
از آنجا که آفتابه و لگن از تجملات...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Your Pluto

Your Pluto

نو ورود
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/21
ارسالی‌ها
3,355
پسندها
17,803
امتیازها
46,873
مدال‌ها
33
  • محروم
  • #9

مفهوم حکایت چراغ پیش آفتاب پرتویی ندارد

مفهوم ضرب المثل “چراغ پیش آفتاب پرتویی ندارد“، در زبان فارسی، انجام کار بیهوده و عبث است. زمانی که فردی کاری بیهوده‌ای را انجام می‌دهد در حالی که نیازی به انجام آن نیست و انجام آن تأثیر خاصی هم نخواهد داشت، این مفهوم به کار می‌رود.

“چراغ پیش آفتاب پرتویی ندارد“، اشاره به نور و وسعت خورشید و ناچیز بودن نور چراغ در برابر آن دارد. در واقع این ضرب المثل زمانی به کار می‌رود که بخواهیم بیهوده بوده کاری را در شرایط خاصی نشان دهیم.
علاوه بر ضرب المثل چراغ پیش آفتاب پرتویی ندارد، ضرب المثل‌های دیگری وجود دارد که در این مواقع به کار می‌رود.

  • چراغ خاموش است و آسیاب می‌ گردد
  • چراغ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Your Pluto

MONTE CRISTO

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
11/9/21
ارسالی‌ها
4,819
پسندها
51,622
امتیازها
77,373
مدال‌ها
77
سن
22
  • مدیر
  • #10
مفهوم حکایت «موش تو سوراخ نمی‌رفت جارو به دمش می‌بست» یکی از حکایت‌های پر تکرار در بین ایرانیان می باشد و زمانی از آن استفاده می شود که شخصی برای حل کردن یک مشکل کوچک یک مشکل بزرگتر ایجاد می کند.
در واقع این حکایت برای افرادی به کار می رود که برای مشکل خود راه حل پیدا نمی کنند مشکل دیگری نیز به آن اضافه می کنند و به تعبیری دیگر برای حل کردن یک مشکل کوچک، مشکل بزرگتر ایجاد می کند.


داستان کوتاه ضرب المثل
موشی در کوچه ای در حال قدم زدن بود که ناگهان چشمش به یک در باز و قدیمی افتاد، در همین هنگام داخل خانه شد و پیرزن را مشاهده کرد که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : MONTE CRISTO

موضوعات مشابه

عقب
بالا