- تاریخ ثبتنام
- 4/8/21
- ارسالیها
- 6,726
- پسندها
- 44,160
- امتیازها
- 88,276
- مدالها
- 83
- سن
- 17
- مدیر
- #11
اعلام آمادگی
عنوان دلنوشته: سایهی خونین ستارگان
نویسنده: @setayesh , @vanıa
مقدمه:
هنگام گسست سایه از پیکر، بازگشتی نیست. مگر در آن دم بیزمان میان دو نفس! سایههای این دیار گسستند و شدند ستارگانی در آسمان؛ شدند آوازی که شنوندهای جز ایران زمین خورده نداشت.
افتاده بر خاک همیشه تر، زخم را به تارک میبافند. هر سحر، یکی میرود و با هر رفتن از ته حنجرههای خاک گرفته فریادی بلند میشود که میگوید: «ما دویدن را به سنگفرش آموختیم. افتادن را به باد و ماندن را به استخوان. حالا نوبت توست؛ برخیز یا تا ابد سایهی همان خیابانها بمان.»
و ایران، بیآنکه راست شود، گوش میسپارد. شاید این...
نویسنده: @setayesh , @vanıa
مقدمه:
هنگام گسست سایه از پیکر، بازگشتی نیست. مگر در آن دم بیزمان میان دو نفس! سایههای این دیار گسستند و شدند ستارگانی در آسمان؛ شدند آوازی که شنوندهای جز ایران زمین خورده نداشت.
افتاده بر خاک همیشه تر، زخم را به تارک میبافند. هر سحر، یکی میرود و با هر رفتن از ته حنجرههای خاک گرفته فریادی بلند میشود که میگوید: «ما دویدن را به سنگفرش آموختیم. افتادن را به باد و ماندن را به استخوان. حالا نوبت توست؛ برخیز یا تا ابد سایهی همان خیابانها بمان.»
و ایران، بیآنکه راست شود، گوش میسپارد. شاید این...
- setayesh
- پاسخها 9
- تالار دلنوشتههای درحال تایپ