لب بستهاند
و نمیخواهند
به تقدیرشان گردن بنهند
نقاب بیتفاوتی
و سازشکاری بلاشرط را
به کناری نهادهاند
دیگر
خوش ندارند
کودک باشند
آفریقا
فریاد فرزندانت
بر کوهستانها فرو میبارد
چونان رگباری ناگهانی
و به درههایت میپیچد
چونان سیلی
که
علفزاران و کشتزارها را
میروید