"حدس زدم که اون دختر همیشه بوی خوبی میده. آدمها جدا از عطری که بهخودشون میزنن، عطر دیگری هم دارن که اتفاقاً تأثیرگذارتر هم هست. عطر چشمهاشون، عطر حرفهاشون، عطری که فقط مختص شخصیت اونهاست و متأسفانه توی هیچ مغازهی عطرفروشی پیدا نمیشه."
"مارال گفت:«آره، هرکسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدتها نتونه اون رو گوش کنه. یه آهنگ که گذشته رو واسهت تداعی میکنه. ولی دلت نمیآد اون رو پاک کنی یا بندازیش دور. میذاری اون گوشهکنارها بمونه.»"
«حروف کنار هم کلمات رو میسازن، کلمات کنار هم جملهها رو میسازن، جملهها کنار هم داستانها رو میسازن، و داستانها کنار هم دنیای نویسنده رو میسازن. پس اگه به نویسندهای باور داری، شک نداشته باش که هیچ داستانی، هیچ جملهای، هیچ کلمهای و حتی هیچ حرفی رو بیدلیل نمینویسه.»
«حالا، راستش را بگویید، شما از گذشت و وابستگی چه میدانید؟ آیا شده که بهخاطر بیپولی نتوانید به جایی که دوست دارید بروید، یا چیزی را که دلتان خواسته نخرید؟»
«وای، چشم قضیهی مهمی است! چشم هواسنج است. همهچیز در چشم معلوم است: معلوم است چه کسی روحش سرشار از گرماست، چه کسی ممکن است بیخود و بیجهت با نوک چکمهاش لگد بزند به دندهی تو، و چه کسی خودش از همه میترسد.»