کتابخانه کاربران کتابخانه اختصاصی Vida1 | کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Viŏlet
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 8
  • بازدیدها بازدیدها 365
  • کاربران تگ شده هیچ

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,690
پسندها
47,614
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
«به نام نور»
کتاب بخوانید؛ رقصی آرام است میان شما و جهانِ پنهان پشت هر واژه:dizzy:

1000076055.webp

این دفتر تنها متعلق به کاربر @vida1 است و هیچکس اجازه ارسال پستی در آن ندارد.
«مدیریت تالار ادبیات»
 
امضا : Viŏlet

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #2
"حدس زدم که اون دختر همیشه بوی خوبی میده. آدم‌ها جدا از عطری که به‌خودشون می‌زنن، عطر دیگری هم دارن که اتفاقاً تأثیرگذارتر هم هست. عطر چشم‌هاشون، عطر حرف‌هاشون، عطری که فقط مختص شخصیت اون‌هاست و متأسفانه توی هیچ مغازه‌ی عطرفروشی پیدا نمیشه."

صفحه‌ی ۱۷۶ | قهوه‌ی سرد آقای نویسنده
(:rolleyessmileyanim:)
 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #3
"مارال گفت:«آره، هرکسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت‌ها نتونه اون رو گوش کنه. یه آهنگ که گذشته رو واسه‌ت تداعی می‌کنه. ولی دلت نمی‌آد اون رو پاک کنی یا بندازیش دور. می‌ذاری اون گوشه‌کنارها بمونه.»"

صفحه‌ی ۲۰۸ | قهوه‌ی سرد آقای نویسنده
(:guitar:)
 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #4
«فکر می‌کنم که خدا سه چیز را با ذوق بیشتری آفریده: زن، هنر و عشق. اما در عجبم که تو را با چه شور و حالی آفریده. زن هنرمندِ عاشق.»

صفحه‌ی ۲۱۳ | قهوه‌ی سرد آقای نویسنده
(:wubsmiley:)
 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #5
«حروف کنار هم کلمات رو می‌سازن، کلمات کنار هم جمله‌ها رو می‌سازن، جمله‌ها کنار هم داستان‌ها رو می‌سازن، و داستان‌ها کنار هم دنیای نویسنده رو می‌سازن. پس اگه به نویسنده‌ای باور داری، شک نداشته باش که هیچ داستانی، هیچ جمله‌ای، هیچ کلمه‌ای و حتی هیچ حرفی رو بی‌دلیل نمی‌نویسه.»

صفحه‌ی آخر | قهوه‌ی سرد آقای نویسنده
(:juggle:)
 
آخرین ویرایش

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #6
«حالا، راستش را بگویید، شما از گذشت و وابستگی چه می‌دانید؟ آیا شده که به‌خاطر بی‌پولی نتوانید به جایی که دوست دارید بروید، یا چیزی را که دل‌تان خواسته نخرید؟»

صفحه‌ی ۲۱۸ | غرور و تعصب
(:umnik2:)
 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #7
«وای، چشم قضیه‌ی مهمی است! چشم هواسنج است. همه‌چیز در چشم معلوم است: معلوم است چه کسی روحش سرشار از گرماست، چه کسی ممکن است بی‌خود و بی‌جهت با نوک چکمه‌اش لگد بزند به دنده‌ی تو، و چه کسی خودش از همه می‌ترسد.»

قلب سگی |‌ میخاییل بولگاکوف
(:eyes:)
 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #8
«حالیت نیست که مردم به‌ خوشبختیت حسودی می‌کنند. موقعی قدر خوشبختی الآنت رو می‌فهمی که دیگه دیر شده.»

بیگانه | آلبرکامو
(:iratus:)
 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
441
پسندها
2,167
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #9
«همه‌ی انسان‌ها به خدا اعتقاد دارند، حتی آن‌هایی که از او روی برمی‌گردانند.»

بیگانه | آلبرکامو
(:too much work:)
 
عقب
بالا