دفتر فراغت نویسندگان دفتر فراغت نویسندگان | نویسنده Sydney

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amın
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 8
  • بازدیدها بازدیدها 51
  • کاربران تگ شده هیچ

amın

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
59
 
تاریخ ثبت‌نام
6/1/22
ارسالی‌ها
19,885
پسندها
84,745
امتیازها
96,979
مدال‌ها
193
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
«به نام خدا»
دفتر نویسنده(1).webp
این دفتر متعلق به کاربر گرام @Sydney است و هیچکس به جز ایشان اجازه‌ی ارسال زدن در این دفتر را ندارد.
کاربر عزیز، از اینکه محتوی دفترتان را با افراد انجمن به اشتراک می‌گذارید، کمال تشکر را داریم.

|مدیریت تالار سرگرمی|
 
امضا : amın
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #2
سال‌هاست که دارم برای نوشتن تمرین می‌کنم، یک عالمه آزمون و خطا، یک عالمه مطالعه، یک عالمه داستان‌هایی که راهی زباله‌دونی شدن، یک عالمه سروکله‌زدن با ایده‌های مختلف، مدت‌ها رایتر بلاکی، برای مدت‌ها روزانه نوشتن هزاران کلمه به‌شکلی دیوانه‌وار، دست‌وپنجه نرم‌کردن با کمالگرایی... و دقیقا یازده سال طول کشید تا بفهمم تنها روشی که روی من جواب میده و باعث می‌شه که از نوشتن دست نکشم، داشتن آلفا ریدره!
بزرگ‌ترین خوشبختی برای من پیداکردن دوستی بود که بلد بود نقد کنه، نقاط قوت و ضعفم رو بهم بگه، شخصیت‌هام رو کنکاش کنه و وفادارانه پابه‌پام جلو بیاد.
این روزها هرچیزی که می‌نویسم رو، حتی اگه فقط اندازه‌ی یک پست داستان کوتاه باشه، اول برای اون می‌فرستم و این‌جوریه که تقریباً هیچ روز من بدون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #3
طی یک ماه اخیر که دارم روی داستان کوتاهم کار می‌کنم، متوجه شدم که مرز بین یک کار زرد یا همون عامه‌پسند با کاری که برای این قالب بزرگ و بهتر از حدش باشه، گاهی خیلی باریکه. شخصیت من میره توی آشپزخونه و من می‌خوام اون‌جا رو برای مخاطب به تصویر بکشم؛ پس شروع می‌کنم به توصیف‌کردنش و بعد ناگهان می‌‌فهمم که دقیقاً جوری نوشتم که ازش متنفرم بدون این‌که خودم بدونم! راستش هنوز درست نفهمیدم باید چی‌کار کرد که از اون مرز نگذری؛ ولی طی نوشتن‌هام متوجه شدم که گاهی وقتی کنترل‌نشده می‌نویسی و خودت رو آزاد می‌ذاری، به مکان‌هایی هویت میدی که لازمش ندارن. اگه هر بار که می‌خوای فضاسازی کنی، شخصیتت رو جلوتر از مکانی که توش هست ببینی، احتمالش خیلی کمتره که اشتباه کنی.
توی مطالب آموزشی معمولاً میگن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #4
شروع یک داستان اون‌قدر برام فرسایشی و سخته که سه روزه دارم روش کار می‌کنم و هنوز نتونستم اولین صحنه‌اش رو کامل بنویسم. راستش یادم رفته بود اینو (╥_╥)
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #5
یکی از ر‌وش‌هایی که معمولاً نویسنده‌ها برای غرق‌شدن در صحنه‌های کارشون ازش استفاده می‌کنن، پخش‌کردن آهنگه. من قبلاً نمی‌تونستم انجامش بدم چون تمرکزم از‌ بین می‌رفت. رمان کوموربی که اخیراً در انجمن به اشتراک گذاشتمش رو در این شرایط نوشتم. صبح زود بیدار می‌شدم، پنجره رو باز می‌کردم، روی صندلی می‌نشستم و درحالی‌که نور خورشید خونه رو روشن می‌کرد و صدای گنجشک‌ها می‌اومد، به‌سرعت تایپ می‌کردم.
بعدها کم‌کم فهمیدم میشه که با آهنگ هم نوشت؛ مخصوصاً چون چیزی که داشتم روش کار می‌کردم به‌شدت دردآلود و زجرآور بود و فقط کافی بود که یه موزیک غمگین پلی کنم و چنان در دردی که کرکترم می‌کشید غرق بشم که کاملاً جزئی از من بشه!
و راستش بعداز مدتی نوشتن خسته‌کننده، فرسایشی و خورنده شد. هر کلمه‌ای که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #6
یکی از بدی‌های نوشتن برای سال‌های زیاد، اینه که رفته‌رفته احساس می‌کنی دیگه چیزی برای یادگیری باقی نمونده. مطالعه می‌کنی، تمرین می‌کنی، تا می‌تونی کتاب می‌خونی و بعد از مدتی می‌بینی نمی‌دونی باید چی‌کار کنی تا بهتر بشی. این اتفاقی بود که طی یک سال اخیر برای من افتاد. هرچیز جدیدی که می‌نوشتم، با این‌که راضی‌کننده‌تر از قبل بود، هنوزم انگار هیچ پیشرفتی توش نبود. الان می‌فهمم که این ایستایی و درجازدن یه چیز نرماله و براش راه‌حل هم پیدا کردم. وقتی اون‌قدر با نوشتن و خوندن خو بگیری که یک نویسنده و یک مخاطب درون داشته باشی، دیگه وقتشه که جایگاهت رو تغییر بدی! برای همین چند ماهه که به خوندن نقد رو آوردم! البته که خود نقدکردن هم بسیار کمک‌کننده‌ست؛ اما شوربختانه هر بار که کتاب/رمانی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #7
یه‌کم هم از انجمن حرف نزنم اینجا؟ با چاشنی اعترافاتی که شاید عجیب به نظر بیان... از وقتی که مدیر آزمایشی ادبیات شدم، دارم می‌فهمم که همه‌ی سال‌هایی که مسیرم از اینجا نمی‌گذشت و به‌معنای واقعی مجبور شدم انجمن رو ترک کنم، چقدر خودم رو محدود کرده بودم! راستش مدت‌هاست دارم حسرت می‌خورم که چرا اون اتفاقات افتاد و چرا من زودتر گذرم به اینجا نیفتاد... اگه بخوام بازترش کنم باید بگم که نه، من از نوشتن دور نشدم، اصلاً نمی‌تونم! در شش سال گذشته اون‌قدر بالا و پایین داشتم که خودم هم باورم نمی‌شه؛ اما به‌هیچ‌وجه سودی که برام داشت رو انکار نمی‌کنم! ورود به فضای فن‌فیکشن‌نویسی باعث شد یاد بگیرم که برای نوشتنم هیچ محدودیتی قائل نباشم! برای همینه که می‌تونم خیلی راحت لحظه‌ی ادرار کردن یک شخص...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #8
از اونجایی که بازم بلاک شدم و از قفل قلم رنج می‌برم، می‌خوام از این تاپیک استفاده کنم تا بلکه بتونم به نوشتن برگردم (هرچند کسی اینجا رو نمی‌خونه اما به‌هرحال شاید برای خودم انگیزه‌ای بشه). برای شروع می‌خوام فردا حتماً ۳۰۰ کلمه بنویسم و نکته‌ی مهم اینه که این ۳۰۰ کلمه باید برای کارهایی باشه که اخیراً از زیر نوشتن‌شون درمی‌رم؛ یعنی دمل یا ترجیحاً بالان مهتاب. برنامه‌ی سه روز آینده همینه و بعداز اون، هم هدف رو افزایش میدم و هم در مورد محدودیت تجدید نظر می‌کنم.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,302
پسندها
4,839
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
سن
26
  • مدیر
  • #9
شروع یک داستان اون‌قدر برام فرسایشی و سخته که سه روزه دارم روش کار می‌کنم و هنوز نتونستم اولین صحنه‌اش رو کامل بنویسم. راستش یادم رفته بود اینو (╥_╥)
اگه یک چیز وجود داشته باشه که به اندازه‌ی این برام سخت باشه، رفتن از یک صحنه به صحنه‌ی بعده. این‌قدر دیوانه‌کننده است که می‌تونه حتی چند ماه من رو فلج کنه!
 
امضا : Sydney
عقب
بالا