• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان کودکی در من شعله می‌کشد | زهرا سین کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Zahrasin
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 36
  • کاربران تگ شده هیچ

Zahrasin

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/6/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
4
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
کودکی در من شعله می‌کشد
نام نویسنده:
زهرا_ سین
ژانر رمان:
درام ، روانشناسی ، عاشقانه
کد رمان: ۵۸۳۵
ناظر: @Till

قبل از تو فکر میکردم زندگی در همین
روزهای سیاه سفید شهرمان خلاصه می‌شود
آن روزها خدا بود آسمان بود من بودم
ولی بعد از تو فهمیدم که چقدر کافر بوده ام و هیچ نمی‌دانستم این خاک سجود به سمت کیست ، قبل تو آسمان را آبی نمی‌دیدم
و چه حالیست از خود بی خود شدن در ره عشاقان ؛ چه خوش آوازه است مجنون بودن در بیابانی که سرانجامش آغوش توست
چه خوش ارگی درهم فرو ریخته باشم اگر قرار باشد یک دم از سر مزار من بگذری و از دل خاک به رسم ادب خواهم خاست اگر سلامم بدهی .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] rogaye26

•mahgol•

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی کتاب
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/21
ارسالی‌ها
1,037
پسندها
34,867
امتیازها
59,573
مدال‌ها
25
سن
23
  • مدیر
  • #2
c320362_1000054868.webp
«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان به لینک زیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : •mahgol•

Zahrasin

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
10/6/26
ارسالی‌ها
3
پسندها
4
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #3
به نام خدا

شنبه ۲۷ تیرماه
«انگشت اشاره ام را دوباره رو زنگ بلبلی نیم سوخته فشردم و کلافه دست سایه بان چهره ام کردم ، جایی ایستاده بودم که با خود میگفتم خورشید دقیقا منظور تابشش من هستم !
سنگگ را به دست دیگرم دادم و به کف دست قرمز شده ام خیره شدم
همان لحظه در با شدت باز شد و الی در حالی که چادر گل گلی اش را چسبیده بود ، هنوز خوابآلود بود و بالشت روی صورتش ردی عمیق انداخته بود ؛ با حرص ناشی از معطل شدنم
تنه ای بهش زدم و به سمت خانه راه افتادم که با صدای برخورد جسمی به زمین متوقف شده و برگشتنم همانا و ترکیدنم همانا !
به خاطر شل ایستادنش پخش زمین شده بود و چهار طاق دراز به دراز افتاده بود
صحنه عجیبی بود ، الی روی زمین پخش شده و ناله سر میداد و من این سو از خنده روی زمین زانو زده بودم
عاقبت...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] rogaye26

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 8)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا